تاثیر سیستم‌های مختلف تغذیه‌ای (شیمیایی، آلی و تلفیقی) بر عملکرد و کیفیت علوفه سه لاین خلر (Lathyrus sativus L)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار، دانشگاه تربیت مدرس، گروه زراعت و اصلاح نباتات، تخصص: اکوفیزیولوژی گیاهان زراعی، علوم علف های هرز

2 دانش آموخته، گروه زراعت، دانشکده کشاورزی، دانشگاه ترتبیت مدرس- تهران

3 استاد گروه زراعت، دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس

چکیده

به منظور بررسی تاثیر سیستم­های تغذیه­ای آلی، شیمیایی و زیستی بر عملکرد و کیفیت علوفه سه لاین خلر (Lathyrus sativus L.) به عنوان یکی از لگوم های سردسیری، آزمایشی در دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس، در سال زراعی 96-1395 به صورت فاکتوریل و در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. عامل اول، سه لاین خلر شامل L1 (Sel.B/222L2 (Sel.B/111) و L3 (Sel.290)) و عامل دوم، چهار سیستم تغذیه­ای شامل بدون کود (F0)، 100%  شیمیایی (F1)، 100% دامی (F2) و 75%  دامی+ 25% نیتروکسین (F3) بود. نتایج نشان داد که لاین L1 (Sel.B/222) در تیمار 100% شیمیایی، بیشترین عملکرد علوفه تر (kg.ha-1 8/20145) را داشت و در تیمار تغذیه تلفیقی(75%  دامی+ 25% نیتروکسین)، بیشترین عملکرد علوفه خشک (kg.ha-1 3/3005 ) را تولید کرد. سیستم تغذیه­ای 75% دامی+ 25% نیتروکسین، با داشتن بیشترین درصد ماده خشک قابل هضم، بالاترین درصد پروتئین و کمترین درصد دیواره سلولی به غیر از همی‌سلولز، از لحاظ کیفیت علوفه بر سایر تیمارها برتری داشت. لاین L1(Sel.B/222) بیشترین درصد ماده خشک قابل هضم و کمترین درصد دیواره سلولی به غیر از همی‌سلولز را به خود اختصاص داد و لاین L3(Sel.290)، فقط از نظر درصد پروتئین برتر بود. کمترین درصد فیبر خام  علوفه خلر در برهمکنش لاین L3(Sel.290) و سیستم تغذیه تلفیقی 75% کود دامی+ 25% نیتروکسین حاصل شد. در مجموع می­توان تیمار L1F3( لاینL1)  با سیستم تغذیه‌ا­­ی تلفیقی 75% کود دامی+ 25% نیتروکسین که جایگزین مناسبی برای کود شیمیایی و گامی بسوی تحقق اهداف کشاورزی پایدار می­باشد را برای تولید بیشترین علوفه مرغوب از خلر معرفی کرد.
 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Effect of different nutrition systems (chemical, organic and biological) on forage yield and quality of three grasspea (Lathyrus sativus L.) lines

نویسندگان [English]

  • Majid Aghaalikhani 1
  • Zohreh Shomalizadeh 2
  • Amir Ghalavand 3
1 Agronomy Department, Faculty of Agriculture, Tarbiat Modares University- Tehran
2 Agronomy Department, Faculty of Agriculture, Tarbiat Modares University- Tehran
3 Agronomy Department, Faculty iif Agriculture, Tarbiat Modares University- Tehran
چکیده [English]

To evaluate the effect of different nutrition systems (such as organic, chemical and biologic) on quantitative and qualitative traits of three selected lines of grasspea (Lathyrus sativus L.), a field experiment was conducted at College of Agriculture, Tarbiat Modares University during 2012-2013 growing season. The Experimental treatments were arranged as factorial layout based on a randomized complete block design with three replications. The first factor was three grasspea lines (L1 (Sel.B/222), L2 (Sel.B/111) and L3 (Sel.290)) and the second factor was four nutrition system (no fertilizer (F0), 100% chemical fertilizer (F1), 100% manure (F2) and integrated fertilizer (75% manure + 25% Nitroxin (F3)), respectively. Results showed that L1 (Sel.B/222) receiving 100% chemical fertilizer produced maximum forage yield (20145.8 kg.ha-1), whereas the integrated nutrition system (75% manure + 25% Nitroxin) produced the highest dry forage yield (3005.3 kg.ha-1). Integrated nutrition system (75% manure + 25% Nitroxin) having the highest percentage of dry matter digestibility, the highest protein percentage and the lowest ADF was the superior treatment in forage quality. L1 (Sel.B/222) grasspea treatment was superior in maximizing the percentage of dry matter digestibility and minimizing the percentage of ADF. The grasspea line L3 (Sel.290) produced the highest percentage of protein. The lowest crude fiber content of grasspea forage was achieved in L3 (Sel.290) under integrated nutritional system. Thus, the combined system of L1 (Sel.B/222) and F3 (75% manure + 25% Nitroxin) is a good alternative or chemical fertilizers and could be suggested for qualified and higher forage yield of grasspea.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Cool season legume
  • forage quality
  • Forage yield
  • Manure
  • plant nutrition

مقدمه

خلر (Lathyrus sativus L.) از جمله بقولات علوفه­ای فصل سرد است که به‌طور وسیعی در سراسر مدیترانه، خاورمیانه و هند کشت می‌شود. این لگوم نسبت به سایر بقولات، دارای توانمندی­های متعددی از جمله پتانسیل بالای عملکرد در شرایط آب و هوایی و خاک نامناسب، سازگاری بهتر با سیستم­های خاک‌ورزی حفاظتی وکاهش فشردگی خاک می­باشد(Lazanyi., 2000). خلر به عنوان یک منبع پروتئین، در تغذیه نشخوارکنندگان و طیور استفاده می­شود و می­توان علوفه خشک، علوفه سبز و کاه آن را به مصرف خوراک گاو و گوسفند رساند؛ همچنین ارزش غذایی آن 75% یونجه می­باشد. بره­های تغذیه شده با خلر، افزایش وزنی تا حدود 100 تا 130 گرم در روز داشته­اند. همچنین با جایگزینی دانه خلر به جای سویا در جیره بره­ها، مصرف غذا و ضرایب هضم مواد مغذی افزایش یافته است (Hozhabri et al., 1999). از طرفی این گیاه با داشتن رشد رویشی سریع، اندام‌های آبدار، نسبت N/C بالا، نیاز آبی کم، تحمل سرما، پر شاخ و برگ بودن و غیره، امکان بهره‌برداری به عنوان کود سبز را نیز دارا می­باشد (Hozhabri, et al., 1999).

ازکودها همیشه به عنوان نهاده­های ورودی با ارزش در خاک، برای بهبود باروری خاک و افزایش تولید گیاه یاد می­شود. استفاده از کودهای شیمیایی معدنی، سریع­ترین راه برای تامین عناصر غذایی مورد نیاز گیاه می باشد اما هزینه‌های زیاد مصرف کودهای شیمیایی، ایجاد آلودگی، تخریب محیط زیست و خاک نگران کننده است.  به عبارت دیگر، سیستم­های کشاورزی متداول نشان داده­اند اگرچه به کمک کود شیمیایی در کوتاه مدت می­توان به عملکردهای بالایی دست یافت، ولی سلامت محیط زیست در این سیستم­ها زیر سوال است. این سیستم­ها اغلب با مشکلاتی از قبیل آبشویی و در نتیجه آلودگی آب­های زیرزمینی، انتشار N2O ناشی از مصرف بی­رویه کودهای نیتروژنی به اتمسفر و در نتیجه تخریب لایه اوزن همراه می­باشند
(Poudel et al., 2002). این در حالی است که توسعه کاربرد منابع گیاهی و دامی قابل تجدید و منابع بیولوژیک به جای منابع شیمیایی، می‌تواند نقش مهمی در باروری و حفظ فعالیت‌های بیولوژیک، افزایش مواد آلی خاک، سلامت بوم نظام زراعی و افزایش کیفیت محصولات زراعی داشته باشد (Mohamadi et al., 2011).

کاربرد ماده آلی به­صورت کود دامی، سطوح کربن آلی خاک را افزایش می­دهد و تاثیرات مستقیم و غیرمستقیم بر خصوصیات و فرایندهای خاک دارد (Prakash et al., 2007).تاثیرات مفید کودهای آلی مختلف مانند کاربرد کودهای دامی، مرغی و کمپوست روی رشد گیاه و خصوصیات مختلف خاک، برای جبران اعمال تخریبی انجام گرفته توسط انسان گزارش شده است (Niemi et al., 2008). هتی و همکاران ( Hati et al., 2006) در تحقیقات خود نشان دادند که افزودن 10 تن کود دامی در هکتار به تنهایی و تلفیق 10 تن کود دامی به همراه 17-26-25 کیلوگرم در هکتارNPK  در مدت سه سال در مزرعه سویا، باعث افزایش مواد آلی در سطح خاک (15-0 سانتی­متری سطح خاک)، از 4/4 به 2/6 گرم در کیلوگرم، افزایش عملکرد دانه و افزایش کارایی مصرف آب به­ میزان 103% (برای کود دامی به­تنهایی) و 76% (برای تیمار تلفیقی) نسبت به تیمار شاهد (مصرف کود شیمیایی) شد. گزارش Agyenim Boatengs et al., ( 2006) حاکی از آن است که عملکرد ذرت دانه­ای با کاربرد دو تن کود مرغی نسبت به شاهد 36/2 برابر شد. با این حال، یافته­های ابوسوار و ال زیلال (Abusuwar and El Zilal, 2010) در زمینه اثر کاربرد کود مرغی بر سورگوم نشان داد که عملکرد علوفه تازه سورگوم به میزان 138 درصد و عملکرد ماده خشک تا 200 درصد نسبت به شاهد افزایش یافت.

 کودهای زیستی[1] ماده­ای (جامد، نیمه جامد یا مایع) حاوی ریزجانداران[2] زنده یا فراورده­های آن­ها هستند که در ارتباط با تثبیت زیستی نیتروژن یا فراهمی فسفر، گوگرد و سایر عناصر غذایی به­ویژه ریزمغذی­ها در خاک فعالیت می­کنند (Vessey et al., 2003). کود زیستی نیتروکسین، حاوی مؤثرترین باکتری‌های تثبیت کننده نیتروژن از جنس ازتوباکتر و آزوسپیریلیوم است. این باکتری­ها، علاوه بر تثبیت نیتروژن هوا و متعادل کردن جذب عناصر اصلی پرمصرف و ریزمغذی مورد نیاز گیاه، سنتز و ترشح مواد محرک رشد گیاه نظیر انواع هورمون‌های تنظیم کننده رشد مانند اکسین (IAA)، توسعه ریشه‌ها، باعث افزایش جذب آب و مواد‌غذایی می‌شوند
 (Kader et al., 2002)‎‏.

کیفیت علوفه، مقدار کل ترکیب گیاهی است که دام پس از تغذیه، به­طور موثری از آن استفاده می­کند. به عبارت دیگر، کیفیت علوفه را می­توان عملکرد علوفه خورده شده و قابلیت هضم تعریف نمود
(Nikkhah, 1996). Yazdani et al. (2009) بیان داشتند که کاربرد میکروارگانیسم­های حل کننده فسفات و ریزوباکتری­های محرک رشد گیاه، همراه با مقادیر مناسبی کود شیمیایی، تاثیر معنی­داری بر عملکرد کمی و کیفی ذرت داشت و کیفیت علوفه ذرت را از طریق افزایش میزان قابلیت هضم ماده خشک بهبود بخشید. Mehrvarz and Chaichi, (2008) گزارش کردند که کاربرد باکتری­های حل کننده فسفات و قارچ میکوریزا به­صورت منفرد و تلفیقی می­تواند باعث افزایش درصد خاکستر علوفه در گیاه جو شود. Keshavarz (2009) در بررسی تاثیر نظام­های کم­آبیاری و کود شیمیاییی و زیستی فسفر بر خصوصیات کمی و کیفی شلغم علوفه­ای گزارش کرد که تامین فسفر مورد نیاز گیاه می­تواند مقدار پروتئین خام علوفه شلغم را افزایش دهد و در این میان، تاثیر گذاری کود تلفیقی، بیشتر از کود کامل شیمیایی و یا زیستی بود.

از آن‌جا‌که اختلاف عملکرد و کیفیت محصول در گیاهان زراعی به دو عامل ژنتیک و محیط وابسته است، بنابراین در این تحقیق، با استفاده از منابع کودی مختلف شامل کود زیستی (نیتروکسین)، کود آلی (کود دامی) و کود شیمیایی (اوره) برای تأمین نیتروژن مورد نیاز خلر، به بررسی اثرات این منابع بر عملکرد کمی و کیفی علوفه سه لاین خلر پرداخته شده است.

مواد و روش­ها

آزمایش در سال زراعی 96-1395، در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس، واقع در کیلومتر 16 اتوبان تهران- کرج با مختصات جغرافیایی 35 درجه و 44 دقیقه عرض شمالی و 51 درجه و 10 دقیقه طول شرقی و ارتفاع 1215 متر از سطح دریا اجرا  شد. در این بررسی، عملکرد و کیفیت علوفه سه لاین خلر ( Sel.B/222، Sel.B/111 و Sel.290) تحت تاثیر منابع مختلف کودی شامل بدون کود یا شاهد(F0)، 100% کود شیمیایی (F1)، 100% کود آلی (F2) و تیمار تلفیقی شامل 25% کود زیستی+75% کود آلی (F3) )، به­صورت فاکتوریل و در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار مورد بررسی قرار گرفت. قبل از مصرف کود دامی، درصد نیتروژن کل آن اندازه­گیری شد. مقدار کود دامی با فرض 35 درصد آزادسازی نیتروژن در سال اول که قابل دسترس برای گیاه است (Majidian., 2008)، به صورت رابطه 1 برای هر تیمار مشخص شد.

 

 کود آلی مورد استفاده، از نوع کود دامی کاملاً پوسیده به میزان 25 تن در هکتار بود. نتایج حاصل از تجزیه کود دامی در جدول شماره 2 ارائه شده است. از آن‌جا که دستیابی به عملکرد مناسب در خا­ک­هایی با مقادیر نیتروژن کم ، مستلزم کاربرد کود است و با توجه به میزان بسیار پایین درصد نیتروژن کل (041/0 درصد) خاک مزرعه (جدول 1)، در این آزمایش، کود شیمیایی نیتروژنی (کود اوره) نیز به عنوان یکی از عوامل موثر، مورد بررسی قرار گرفت. مقدار کود شیمیایی مورد نیاز در آزمایش، با توجه به میانگین درصد نیتروژن ماده خشک سه لاین خلر( با اقتباس از آزمایش سال اول که به منظور غربالگری تعداد 15 لاین مورد بررسی و انتخاب سه لاین برتر برای آزمایش در تحقیق حاضر انجام شد)، میانگین عملکرد علوفه خشک (کیلوگرم در هکتار) سه لاین خلر و درصد نیتروژن کود شیمیایی اوره، به میزان 188 کیلوگرم در هکتار نیتروژن خالص محاسبه شد. کشت در 15  اسفند ماه 1395 در خاک لومی شنی انجام شد. هر کرت شامل شش خط کاشت با فاصله ردیف 30 سانتی­متر و ­طول سه متر بود. بذرهای خلر در عمق سه تا چهار سانتی­متری و به­صورت کپه­ای، با فاصله 10 سانتی­متر در دو طرف پشته­ها و طبق نقشه آزمایشی (روش جوی و پشته­ای) کشت شدند، به­نحوی که در داخل هر کپه، چهار عدد بذر قرار داده شد. کود دامی در هنگام تهیه بستر و با توجه به تیمارها به زمین داده شد و 50% کود اوره در زمان کاشت و بقیه­آن به صورت سرک، زمانی که ارتفاع بوته­ها به 15 سانتی­متر رسید، توزیع شد.

 

 

جدول1- برخی خواص فیزیکی و شیمیایی خاک محل آزمایش در عمق صفر تا 30 سانتی­متر

Table 1. Soil physiochemical properties of the experimental site

pH

 

Organic carbon (%)

 

Total N (%)

 

Ava. P

mg.kg-1))

Ava. K

mg.kg-1))

EC (dS.m-1)

Silt

(%)

Clay (%)

Sand (%)

Texture

7.39

0.53

0.041

58

478

0.45

22

16

62

Clay-loam

 

کود زیستی مورد استفاده، فرآورده تجاری شرکت فن‌آوری زیستی مهر آسیا،  موسوم به ­نیتروکسین بود که به­صورت مایه تلقیح شده (یک لیتر به ازای 40 کیلوگرم بذر در هکتار) و از باکتری­های تثبیت کننده نیتروژن شامل ازتوباکتر، آزوسپریلوم و سودوموناس تشکیل شده است؛ در هر گرم مایه تلقیح مایع، 108 عدد باکتری زنده و فعال وجود داشت. برای اختلاط و تلقیح بذر، ابتدا بذر مورد نظر روی پلاستیک تمیز پهن شد. سپس مقدار مناسب مایه تلقیح، به‌صورت تدریجی روی بذرها پاشید شد و با بهم­زدن بذر، نسبت به تلقیح بذر اقدام شد. سپس بذرهای تلقیح شده، در سایه پهن شدند که پس از خشک شدن، آماده کشت بودند.

 

جدول 2-خصوصیات شیمیایی کود دامی مورد استفاده

Table 2. Chemical characteristics of manure

Total N (%)

 

Total P (%)

 

Total K (%)

pH

Cu

mg.kg-1))

Zn

mg.kg-1))

 Fe

mg.kg-1))

2/17

1.82

4.21

8.11

35

292

2356

 

عملیات داشت شامل آبیاری، وجین علف­های‌هرز و تنک کردن بود و در طول دوره رشد، هیچ علف­کش و آفت­کشی استفاده نشد. به منظور تعیین عملکرد و کیفیت علوفه محصول، علوفه خلر در مرحلة50 % گل و غلاف دهی، از سطحی معادل دو متر مربع از هر کرت آزمایشی برداشت شد و بعد از اندازه‌گیری وزن تر علوفه، نمونه­ای برای تعیین وزن خشک به آزمایشگاه منتقل شد. سپس درصد ماده خشک (به­روش خشک کردن در آون الکتریکی)، درصد پروتئین خام (CP[3])، درصد ماده خشک قابل هضم (DMD[4])، درصد دیواره سلولی منهای همی­سلولز یا درصد فیبر محلول در شوینده اسیدی (ADF[5])، درصد خاکستر کل (ASH[6]) و درصد فیبر خام (CF[7]) اندازه­گیری شد. اندازه­گیری صفات کیفی با استفاده از دستگاه NIR انجام گرفت. داده‌های حاصل از نمونه‌برداری‌ها برای سهولت در محاسبات آماری، در صفحات برنامه Excell وارد شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها، با استفاده از نرم افزار آماریSAS  (نسخه 3/9) و به روش  تجزیه واریانس (PROC ANOVA) انجام شد. برای مقایسه میانگین صفات مورد بررسی، از آزمون چند دامنه­ای دانکن استفاده شد.

 

نتایج و بحث

عملکرد علوفه تر

 عملکرد علوفه تر در مرحله 50% گلدهی، تحت تاثیر سیستم­های مختلف تغذیه­ای، لاین­های مختلف خلر و همچنین اثر متقابل سیستم تغذیه­ای و لاین­های مختلف خلر قرار گرفت (جدول 3). بیشترین عملکرد علوفه تر (8/20145 کیلوگرم در هکتار)، در لاین (Sel.B/222) L1 و سیستم تغذیه­ای 100% کود شیمیایی به‌دست آمد (شکل 1). بر این اساس، سیستم تغذیه­ای 100% کود شیمیایی در هر سه لاین خلر ، به­دلیل این‌که مواد غذایی بویژه نیتروژن را در مراحل اولیه رشد، سریع­تر در دسترس گیاه قرار می‌دهد،  بیشترین عملکرد علوفه تر را تولید کرد (شکل 1).

 

جدول 3- تجزیه واریانس( میانگین مربعات) عملکرد کمی وکیفی علوفه خلر تحت تاثیر لاین و سیستم­های مختلف تغذیه­ای

Table 3 - Variance Analysis (mean squares) of grasspea forage yield and quality affected by lines and different nutrition systems

S.O.V

 

Df

Fresh forage yield

Dry forage yield

DMD

 

CP

 

CF

ADF

 

ASH

Rep.

2

1322155.4ns

15784.9ns

0.00014ns

0.00035ns

0.00012ns

0.00039ns

0.000103ns

Lines (L)

2

12754847.5**

460493.4*

0.00314**

0.00306*

0.00149**

0.0026*

0.000046ns

Nutrition systems (F)

3

20306096.5**

1104238.2**

0.00171*

0.00211*

0.00069*

0.0044**

0.000183*

 

F×L

 

6

3936124.8**

210980.2ns

0.00077ns

0.00081ns

0.00058*

0.00060ns

0.000138*

  Error

22

770103

102790.4

0.00046

0.00062

0.00016

0.00057

0.000045

 

  C.V.( %)

 

5.3

11.5

2.24

4.15

3.04

3.85

2.02

ns ، * و ** به­ترتیب غیر معنی­دار و معنی­دار در سطح احتمال پنج و یک درصد.

ns, * and **: non significant and significant at the 5% and 1% Probability levels, respectively.

 

 

 

 

 

در لاین­های  (Sel.B/111) L2 و  (Sel.B/222) L1، کمترین عملکرد علوفه تر از تیمار شاهد (بدون کود) به‌دست آمد ولی در لاین L3 (Sel.290)، کمترین عملکرد علوفه تر، حاصل سیستم تغذیه­ای 100% کود دامی بودکه احتمالا ناکافی بودن نیتروژن در سیستم تغذیه کود دامی، دلیل آن بوده است. Muhamad et al.  (1988) نیز گزارش کردند که با افزایش سطح مصرف اوره، عملکرد علوفه تر سورگوم افزایش یافت اما Chittapur et al. (1994) بیان داشتند که کاربرد نیتروژن، اثر معنی­داری بر عملکرد علوفه سورگوم نداشت. همچنین با توجه به جدول 5، بیشترین عملکرد علوفه تر ) 5/18149 کیلوگرم در هکتار) در سیستم تغذیه­ای 100% شیمیایی به‌دست آمد واختلاف آن با تیمار شاهد (بدون کود) که پایین­ترین عملکرد علوفه تر را داشت، 2/21 درصدبود. سیستم­ تغذیه­­ تلفیقی 75% کود دامی+ 25% نیتروکسین نیز با عملکرد 7/17147 کیلوگرم در هکتار، در رتبه­ بعدی قرار گرفت. بیشترین عملکرد علوفه تر با مقدار 4/17584 کیلوگرم در هکتار، در لاین  (Sel.B/222) L1 به‌دست آمد (جدول 4). لاین­هایL3  (Sel.290) وL2 (Sel.B/111) به ترتیب با مقادیر 2/15947 و 2/15680 کیلوگرم در هکتار، در رتبه دوم و سوم قرار گرفتند اما از نظر آماری تفاوت معنی­داری نداشتند.

 

جدول 4-  مقایسه میانگین­ عملکرد کمی و کیفی علوفه لاین­های  مورد بررسی خلر

Table 4 - Mean Comparisons of quantitative and qualitative forage yield of grasspea lines

Line (L)

Fresh forage yield

(kg.ha-1)

Dry forage yield

(kg.ha-1)

DMD (%)

CP (%)

 

 CF (%)

ADF (%)

 

ASH (%) 

Sel.B/222 (L1)

17584.4a

3005.3a

68.53a

30.41b

15.8b

32.33b

10.71a

Sel.B/111 (L2)

15680.2b

2621.6b

65.77b

32.36ab

17.27a

33.35ab

10.51a

Sel.290 (L3)

15947.2b

2744.9ab

66.13b

33.35a

15.86b

35.1a

10.48a

 

 

 

 

 

در هر ستون، میانگین­هایی که دارای حداقل یک حرف مشترک می­باشند، بر اساس آزمون چند دامنه­­ای دانکن و در سطح احتمال پنج درصد، تفاوت معنی­دار ندارند.

Means in the same columns with the same letters are not significantly different at the 5% probability level, based in Duncan’s Multiple Range Test.

 

 

عملکرد علوفه خشک

بررسی عملکرد علوفه خشک خلر در مرحله 50% گلدهی نشان داد که سیستم­های تغذیه­ای و لاین­های مختلف خلر، سبب بروز اختلاف معنی­داری در میزان علوفه خشک لاین­های خلر شده­اند (جدول 3). سیستم­های تغذیه­ی 100% شیمیایی و تلفیقی 75% کود دامی+ 25% نیتروکسین، به ترتیب با مقادیر 46/3133 و 61/3039 کیلوگرم در هکتار، بیشترین عملکرد علوفه خشک را تولید کردند (جدول 5).

 

 

جدول 5-  مقایسه میانگین­ عملکرد کمی و کیفی علوفه خلر در  سیستم­های تغذیه­ای مختلف

Table 5 - Mean Comparisons of quantitative and qualitative forage yield of grasspea lines in different nutrition systems

Nutrition systems (F)

Frash forage yield

(kg/ha)

Dry forage yield

(kg/ha)

DMD (%)

CP

(%)

 

CF

(%)

 

ADF (%)

 

ASH (%)

no fertilizer (F0)

14972.2c

2413.0b

66.34b

31.54b

16.45ab

34.28ab

10.66a

100% chemical fertilizer (F1)

18149.5a

3133.5a

65.46b

30.61b

17.17a

36.28a

10.15b

100% manure (F2)

15346.3c

2576.2b

66.89ab

31.98ab

15.93b

32.43bc

10.74a

75% manure + 25% Nitroxin (F3)

17147.7b

3039.6a

68.54a

34.03a

15.68b

31.61c

10.71a

در هر ستون، میانگین­هایی که دارای حداقل یک حرف مشترک می­باشند، بر اساس آزمون چند دامنه­­ای دانکن و در سطح احتمال پنج درصد، تفاوت معنی­دار ندارند.

Means in the same columns with the same letters are not significantly different at the 5% probability level, based in Duncan’s Multiple Range Test.

 

اگرچه عملکرد علوفه تر در سیستم­های تغذیه­ای تلفیقی (کود دامی و نیتروکسین)، به­طور قابل ملاحظه­ای کمتر از سیستم تغذیه­ای 100% شیمیایی بود، با این حال عملکرد علوفه خشک در سیستم تغذیه­ تلفیقی 75% کود دامی+25% نیتروکسین، تفاوت معنی­داری با سیستم تغذیه­ای 100% شیمیایی نداشت و هر دو در یک گروه آماری قرار گرفتند. این موضوع نشان می­دهد که درصد آب اندام­های گیاهی در تیمارهای کود دامی کمتر بوده است اما در عوض این تیمارها با بهبود ظرفیت نگهداری آب خاک و تامین مقادیر مناسبی از مواد غذایی، باعث افزایش تولید ماده خشک در گیاه شده­اند. Adediran et al. (2004) هم گزارش کردند، در صورتی­که کود دامی بر اساس نیتروژن قابل جذب مصرف شود، می­تواند از همان سال اول، عملکردی مشابه سیستم شیمیایی تولید کند. همچنین گزارش شده است که گونه­های آزوسپریلوم و ازتوباکتر، از طریق افزایش شکل محلول قابل جذب عناصر غذائی در محیط ریشه، باعث افزایش سرعت و مقدار جذب عناصر غذائی توسط گیاه می‌شوند و در نتیجه عملکرد ماده خشک گیاهی افزایش می­یابد (Ahmadi Rad, 2001). کمترین عملکرد علوفه خشک (02/2413 کیلوگرم در هکتار) در تیمار شاهد (بدون کود ) تولید شد. نتایج مطالعات Soumare et al. (2003) روی نوعی علف چمنی Lolium perenne، نشان دهنده برتری کودهای شیمیایی در مقایسه با کمپوست، از نظر زیست توده تولیدی بود. نتایج Mohamad Abadi et al. (2010) نیز نشان داد که بیشترین عملکرد علوفه خشک، در گیاه شنبلیله (Trigonella foenum-graecum L.) و از تیمار کود شیمیایی به‌دست آمد.

جدول تجزیه واریانس (جدول 3) نشان می­دهد که لاین­های خلر، از نظر عملکرد علوفه خشک، اختلاف معنی­داری داشتند. همچنین داده­های جدول مقایسه میانگین نشان دادند که لاین (Sel.B/222 ) L1، بیشترین عملکرد علوفه خشک (29/3005 کیلوگرم در هکتار) را تولید کرد (جدول 4).

 

درصد ماده خشک قابل هضم

اثر سیستم­های تغذیه­ای و لاین­های خلر بر درصد ماده خشک قابل هضم معنی­دار بود (جدول 3). به­طور کلی، قابلیت هضم خصوصیتی است که بیشتر تحت تاثیر عوامل ژنتیکی و همچنین برداشت و مرحله بلوغ گیاه می‌باشد (Rezvani moghadam et al., 2010). با توجه به جدول مقایسه میانگین­ها، درصد ماده خشک قابل هضم لاینL1(Sel.B/222) بیشتر از دو لاین دیگر بود (جدول4). علوفه خلر در سیستم تغذیه­ تلفیقی 75% کود دامی+25% نیتروکسین با میزان 54/68 درصد ماده خشک قابل هضم، نسبت به سیستم­های تغذیه شیمیایی و دامی، برتری نشان داشت (جدول5). قابلیت هضم، یک شاخص مهم از ارزش نسبی تغذیه­[8] گیاهان علوفه­ای برای دام است که علاوه بر ژنتیکی بودن ( تفاوت لاین ها)، از باروری خاک نیز تأثیر می­پذیرد (Tilley and Terry, 1963; Buxton, 1996). از آن‌جا که لیگنینی شدن، فاکتور عمده­ محدودکننده قابلیت هضم پلی­ساکارید­های دیواره سلولی گیاه می­باشد و با توجه به این­که در اثر تنش­های محیطی، بافت­های تشکیل دهنده برگ و ساقه لیگنینی می‌شوند و بنابراین قابلیت هضم آن‌ها کاهش می­یابد (Chaparro and Sollenberger, 1997)، به­نظر می­رسد که استفاده از کودهای آلی، با بهبود ظرفیت نگهداری آب خاک، شرایط رطوبتی مناسب­تری را برای گیاه فراهم کرده است و باعث بهبود قابلیت هضم ­شده است. نتایج پژوهش مشابهی روی کنگر فرنگی (Cynara scolymus L.) نشان داد که کاربرد تلفیقی کودهای دامی و شیمیایی، باعث بهبود صفات کیفی علوفه می­شود .(Fateh et al., 2009) Mohamad Abadi et al. (2010) گزارش کردند که بیشترین و کمترین درصد قابلیت هضم ماده خشک، به ترتیب در تیمار کود مرغی و کود شیمیایی مشاهده شد.

 

درصد پروتئین

اثر اصلی سیستم­های مختلف تغذیه­ای و لاین­های خلر  بر درصد پروتئین علوفه خلر معنی­دار بود (جدول3). مقایسه میانگین‌ها نشان داد که در بین لاین­های خلر، بیشترین (35/33 درصد) و کمترین(41/30 درصد) درصد پروتئین، به ترتیب  در لاین‌های L3(Sel.290) و L1(Sel.B/222) به­دست آمد (جدول4 ). همچنین سیستم تغذیه تلفیقی 75% کود دامی+25% نیتروکسین، با 03/34 درصد پروتئین، به‌طور معنی‌داری بالاتر از سایر سیستم‌های تغذیه‌ای قرار گرفت (جدول5). احتمالاً سیستم تغذیه­ای تلفیقی 75% کود دامی+25% نیتروکسین، به علت داشتن کود دامی، موجب افزایش ظرفیت تبادل کاتیونی خاک شده است و با آزادسازی تدریجی نیتروژن و جلوگیری از هدرروی آن، توانسته است نیتروژن بیشتری را در اختیار گیاه قرار دهد. علاوه بر این و از آن‌جا که وجود آهن در سنتز پروتئین ضروری است (Vankhadeh, 2002) و همچنین عنصر روی نقش مهمی در سنتز پروتئین دارد (Azizi et al., 2011)، می‌توان اثر مثبت کود های آلی در افزایش محتوای پروتئین علوفه خلر را به نقش این کودهای آلی در اصلاح ویژگی­های فیزیکی و شیمیایی خاک و حلالیت فسفر و عناصر کم مصرف به­ویژه آهن، روی، منگنز، بور و مس نسبت داد (Change et al.,1993). همچنین تحقیقات Sharma (2003) نشان داد که  تیمار ذرت با باکتری محرک رشد، جذب عناصر غذایی مثل N, P, K, Fe, Zn و Cu توسط گیاه را به‌طور معنی‌داری افزایش داده است. Saidnezhad et al. (2012) گزارش کردند که بیشترین مقدار پروتئین در چین اول و دوم گیاه سورگوم علوفه­ای رقم اسپیدفید، از تیمار تلفیقی ازووباکتر و ورمی کمپوست به‌دست آمد. نتایج Goto and Minson(1977) نشان داد که پروتئین خام، همبستگی مثبت و بالایی با قابلیت هضم ماده خشک و همبستگی منفی و بالایی با اجزای دیواره سلولی دارد. با این حال، Ghasemi et al. (2002)  اثر کودهای مختلف دامی و شیمیایی را بر شاخص­های کیفی ذرت علوفه­ای مورد بررسی قرار دادند و مشاهده کردند که اثر انواع کود بر درصد پروتئین، معنی­دار بود و بیشترین درصد پروتئین، در تیمار با کود شیمیایی مشاهده شد.

 

درصد فیبر خام

درصد فیبر خام به­طور مثبت و معنی­داری تحت تاثیر سیستم­های تغذیه­ای و لاین­های مختلف خلر قرار گرفت؛ همچنین اثر متقابل آن­ها روی صفت مورد بررسی معنی­دار شد (جدول3). مقایسه میانگین­های این صفت، تحت اثرمتقابل سیستم تغذیه­ای و لاین­ خلر (شکل 2) نشان می­دهدکه لاینL3(Sel.290) در سیستم تغذیه­­ تلفیقی 75% کود دامی+25% نیتروکسین، کمترین درصد فیبر خام (15/15درصد) را داشته است و بیشترین درصد فیبر خام (66/19درصد)، از لاینL2(Sel.B/111) در سیستم تغذیه­ 100% شیمیایی به­دست آمد. نتایج آزمایش حاضر نشان داد که استفاده از کود دامی و نیتروکسین، باعث بهبود شرایط تغذیه­ای گیاه شده است و نیتروژن بیشتری را در اختیار گیاه قرار داده است که در نتیجه آن، با افزایش میزان پروتئین و کاهش فیبر خام می‌تواند در بهبود خوشخوراکی و ارزش غذایی علوفه خلر سهیم باشد.

 

درصد دیواره سلولی به­غیر از همی‌سلولز

درصد دیواره سلولی به غیر از همی‌سلولز یا فیبر محلول در شوینده اسیدی (ADF) با قابلیت هضم همبستگی منفی­ دارد و در نتیجه، اغلب برای تخمین میزان انرژی علوفه به­کار می­رود. میزان کم ADF، بیانگر بالا بودن هضم­پذیری است. اثر اصلی سیستم­های تغذیه­ای و لاین­های خلر روی صفت ADF معنی­دار بود (جدول 3). جدول 4 نشان می­دهد که بیشترین و کمترین ADF،  به میزان 1/35 و33/32 درصد، به­ترتیب از لاین­های L3(Sel.290) و L1(Sel.B/222) خلر به­دست آمد. همچنین مقایسه میانگین سیستم­های تغذیه­ای نشان داد که سیستم تغذیه­ای 100% شیمیایی، بالاترین ( 28/36 درصد) ADF و سیستم تغذیه­ی تلفیقی 75% کود دامی+25% نیتروکسین، کمترین (61/31 درصد) ADF را داشته است (جدول 5). بر اساس تحقیقات Mehrvarz and Chaichi (2008)، همکوشی[9] باکتری سودوموناس و قارچ میکوریزا، باعث کاهش مقدار ADF در گیاه جو شد؛ در واقع باکتری­های حل کننده فسفات، باعث افزایش جذب فسفر و قابلیت هضم علوفه می­شوند.

 

درصد خاکستر

خاکستر، مجموع مواد معدنی گیاه می­باشد و همبستگی مثبتی با مولفه­های کیفی از قبیل درصد هضم­پذیری، درصد قند­های محلول و درصد پروتئین خام دارد (Naseri Rad., 2004). بر اساس تجزیه واریانس داده ها (جدول3)،  اثر سیستم­های تغذیه­ای و همچنین اثر متقابل سیستم تغذیه‌ای و لاین­های خلر بر درصد خاکستر علوفه معنی­دار بود.  این در حالی است که اثر لاین بر این صفت معنی­دار نشد. با توجه به شکل 3، بیشترین درصد خاکستر (1/11درصد) از لاینL2(Sel.B/111) در تیمار تغذیه­ تلفیقی 75% کود دامی+25% نیتروکسین مشاهده شد و کمترین درصد خاکستر (57/10 درصد)، از همان لاین و از  تیمار تغذیه 100% شیمیایی به­دست آمد.


 

 

 


نتایج تحقیقات Saidnezhad et al. (2012) نشان داد که بیشترین و کمترین درصد خاکستر در چین اول گیاه سورگوم علوفه­ای، به ترتیب در تیمار سودوموناس + کمپوست (9/9 درصد) و کمپوست تنها (3/9 درصد) مشاهده شد. در چین دوم نیز تیمارهای سودوموناس و کمپوست (8/9 درصد) و کود شیمیایی (3/9 درصد)، به ترتیب بیشترین و کمترین درصد خاکستر را تولید کردند. هرچند نتایج حاصل از بررسی اثر کودهای مختلف دامی و شیمیایی بر شاخص­های کیفی ذرت علوفه­ای نشان داد که بیشترین درصد خاکستر، از تیمار کود شیمیایی به­دست آمد (Ghasemi et al., 2002).

 

نتیجه گیری نهایی

 با توجه به نتایج به­دست آمده از این تحقیق می­توان تیمار L1F1 (ترکیب تیماری سیستم تغذیه­ 100% کود شیمیایی و لاین Sel.B/222) را برای تولید علوفه بیشتر معرفی کرد، اما با توجه به عدم وجود اختلاف معنی­دار بین سیستم تغذیه­ای 100% شیمیایی و تلفیقی (75% کود دامی+ 25% نیتروکسین) از نظر عملکرد علوفه خشک، می­توان این تیمار تلفیقی را به عنوان تیمار برتر شناخت. از لحاظ اکثر ویژگی­های کیفی علوفه، این ترکیب تیماری، نسبت به سایر تیمارها برتری دارد. با کاربرد همزمان باکتری­های افزاینده رشد و کود دامی، ضمن کاهش مصرف کودهای شیمیایی، با اصلاح خاک و بهبود وضعیت تغذیه گیاه می‌توان به تحقق اهداف کشاورزی پایدار نزدیک­تر شد.

 

REFERENCES

  1. Abusuwar, O. A. & El Zilal, A. H. (2010). Effect of chicken manure on yield, quality and HCN concentration of two forage Sorghum (Sorghum bicolor (L.) Monech) cultivars. Agriculture and Biology Journal of North America, 1, 27-31.
  2. Adediran, J. A., Taiwo, L. B., Akande, M. O., Sobulo, R. A. & Idowu, O. J. (2004). Application of organic and inorganic fertilizer for sustainable maize and cowpea yields in Nigeria. Journal of Plant Nutrition, 27, 1163-1181.
  3. Agyenim Boateng, S., Zickermann, J. & Kornahrens, M. (2006). Poultry manure effect on growth and yield of maize. West Africa Journal of Application Ecology, 9, 1-11.
  4. Azizi, K., Norouzian, A., Haidari, S. & Yaghobi, M. (2011). Effect of foliar application of zinc and boron on yield, yield components, growth indices, oil and protein content of rapeseed (Brassica napus L.) in Khorramabad climate. Journal of Agriculture, 5, 1-16. (In Persian).
  5. Buxton, D. R. (1996). Quality-related characteristics of forages as influenced by plant environment and agronomic factors. Animal Feed Science and Technology, 59, 37-49.
  6. Chang, C., Sommerfeldt, T. G. & Entz, T. (1993). Barley performance under heavy application of cattle feedlot manure.  Agronomy Journal, 85, 1013-1018.
  7. Chaparro, C. J. & Sollenberger, L. E. (1997). Nutritive value of chipped mote elephant grass herbage. Agronomy Journal, 89, 789-793.
  8. Ghasemi, A., Ghasemi, M. & Ghanbari, M. (2002). Effect of different amounts of manure, chemical and composition on quality indexes and uptake of nitrogen in forage maize varieties KSC 704. Seventh Congress of Agronomy and Plant Breeding, Karaj.
  9. Chittapur, B. M., Pujar, S. S., Babalad, M. B., Moll, S. S. & Prabhakar, A. S. (1994). Response of sweet sorghum to levels of nitrogen under rainfed condition in north transitional tract of Karnataka. Karnataka Journal of Agricultural Sciences, 7, 340-342.
  10. Fateh, E., Chaeichi, M. R., Sharifi-Ashourabadi, E., Mazaheri, D. & Jafari, A. A. (2009). Effects of soil fertilizing management (organic, integrated and chemical) on forage yield and quality traits of Globe Artichoke (Cynara scolymus). Iranian Journal of Agricultural Sciences, 40(2), 155-168. (In Persian with English Summary).
  11. Goto, I. & Minson, D. J. (1977). Prediction of the dry matter digestibility of tropical grasses using Papsincellulase assay. Animal Feed Science and Technology, 2, 247-253.
  12. Hozhabri, F., Rozbahan, I. & Kafilzade, F. (1999). Determination of chemical composition and digestibility of grasspea grain (Lathyrus sativus L.) by in vivo method in sheep. Journal of Food Science and Technology, 2, 83-88. (In Farsi).
  13. Hamidi, A., Chaokan, R., Asgharzadeh, A., Dehghanshoar, M., Ghalavand, A. & Malakouti, M. J.  (2009). Effect of plant growth promoting rhizobacteria (PGPR) on phenology of late maturity maize (Zea mays L.) hybrids. Iranian Journal of Crop Sciences, 11(3), 249-270 (In Persian).
  14. Hati, K. M., Mandal, K. G Misra, A. K., Ghosh, P. K. & Bandyopadhyay, K. K. (2006). Effect of inorganic fertilizer and farmyard manure on soil physical properties, root distribution, and water use efficiency of soybean in Vertisols of central India. Bioresource Technology, 97: 2182–2188.
  15. Javid, A. & Bajwa, R. (2011). Effect of effective microorganism application on crop growth, yield and nutrition in Vigna radiate L. Wilczek in different soil amendment systems. Communications in Soil Science and Plant Analysis, 42(17), 2112-2121.
  16. Kader, M. A., Mian, M. H. & Hoque, M. S.) 2002(. Effects of Azotobacter inoculant on the yield and nitrogen uptake by wheat. Journal of Biological Sciences, 2(4), 259-261.
  17. Keshavarz Afshar, R. (2009). Effect of Phosphate solubilizing bacteria on quantitative and qualitative characteristics of Turnip at limited irrigation regimes. Master of Science Thesis, University of Tehran.
  18. Lazanyi, J. (2000). Grasspea and green manure effects in the great Hungarian plain. Lathyrus Lathyrism Newsletter, (1), 28-30.
  19. Liang, Y., Si, J., Nikolic, M., Peng, Y., Chen, W. & Jiang, Y. (2005). Organic manure stimulates biological activity and barley growth in soil subject to secondary salinization. Soil Biology and Biochemistry. 37, 1185–1195.
  20. Lucangeli, C. & Bottini, R. (1997). Effect of Azospirillum spp. on endogenous gibberellin content and growth of maize (Zea mays L.) treated with uniconazol. Symbiosis, 23, 63-71.
  21. Majidian, M. (2008). Effect of nitrogen chemical fertilizer, organic fertilizer and water stress on agricultural systems in different growth stages on quantitative and qualitative agronomic characteristics of maize. PhD Thesis, Agronomy. Faculty of Agriculture Tarbiat Modarres University.
  22. Martinez-Toledo, M. V., de la Rubia, T., Moreno, J. & Gonzales-Lopez, J. (1988). Root exudates of Zea mays and production of auxins, gibberellins and cytokinins by Azotobacter chroococcum. Plant and Soil, 110, 149-152.
  23. Mehrvarz, S. & Chaichi, M. R. 2008. Effect of Phosphate solubilizing microorganisms and phosphorus chemical fertilizer on forage and grain quality of barely (Hordeum vulgare L). American- Eurasian Journal Agricultural andEnvironmental Science, 3, 855-860.
  24. Mohamad Abadi, A. A., Rezvani Moghadam, P., Falahi, J. & Boromand Rezazade, Z. (2010). Effect of organic and chemical fertilizers on quantitative and qualitative characteristics of forage fenugreek (Trigonella foenum-graecum L.). Journal of Agroecology, 2(3), 249-257. (In Persian).
  25. Muhamad, A., Muhama, A. N., Asif, T. & Azhar, H. (2002). Effect of different levels nitrogen and harvesting times on the growth, yield and quality of sorghum fodder. Asian Journal of Plant Sciences, 1(4), 304-307.
  26. Mohamadi, K., Pasari, B., Rokhzadi, A., Ghalavand, A., Aghaalikani, M. & Eskandari, M. (2011). Response of grain yield and canola quality to different resources of farmyard manure, compost and biofertilizers in Kurdistan region. Electronic Journal of Crop Production, 2, 81-101. (In Persian).
  27. Naseri Rad, H. (2004). Study genetic diversity of forage yield and quality in varieties and ecotypes of grass (Dactylis gelomerata L.). Master Thesis, Islamic Azad University of Boroojerd.
  28. Nikkhah, A. & Aslanlu, H. (1996). Animal Nutrition principles. Zanjan Jihad Daneshgahi Publication. (In Persian).
  29. Niemi, R. M., Vepsalainec, M., Wallenius, K., Erkomma, K., Kukkonen, S., Palojavi, A. & Vestbery, M. (2008). Conventional versus organic cropping and peat amendment: Impact on soil microbiota and their activities. European Journal of Soil and Biology, 44, 419-428.
  30. Poudel, D. D., Horwath, W. R., Kamini, W. T., Temple, S. R. & Bruggen, A. H. C. (2002). Comparison of soil N availability and leaching potential, crop yield and weed in organic, low-input and conventional farming system in northern California. Agriculture Ecosystem and Environment, 90, 125-137.
  31. Prakash, V., Bhattacharyya, R. & Selvakumar, G. 2007. Long-term effects fertilization on some properties under rainfed soybean-wheat cropping in the Indian Himalayas. Journal of Plant Nutrition and Soil Sciense, 170, 224-233.
  32. Roesti, D., Gaur, R. & Johri, B. N. (2006). Plant growth stage, fertilizer management and bio-inoculation of arbuscular mycorrhizal fungi and plant growth promoting rhizobacteria affect the rhizobacteria community structure in wheat fields. Soil Biology & Biochemistry, 38, 1111-1120.
  33. Saidnezhad, A. H., Rezvani Moghadam, P., Khazaie, H. & Nasiri Mahalati, M. (2012). Effects of organic materials, biological fertilizers and fertilizer on digestibility and protein of sorghum cultivar Speedfeed. Iranian Journal of Field Crops Research, 9(4), 623-630. (In Persian).
  34. Salmani Biari, A., Ajam Noroozi, H. & Taheri, G. (2011). The physiological response of wheat cultivars to nitrogen supply source. Plant Sciences Researches, 2, 67-73. (In Persian).
  35. Sharma, A. K. (2003). Biofertilizer for sustainable agriculture. Agrobios. India. 424 pp.
  36. Soumare, M., Tack, F. M. G. & Verloo, M. G. (2003). Effects of a municipal solid waste compost and mineral fertilization on plant growth in two tropical agricultural soils of Mali. Bioresource Technology, 86: 15–20.
  37. Tilley, J. M. A. & Terry, R. A. (1963). A two-stage technique for the In Vitro digestion of forage crops. Journal of British Grassland Society, 18, 104-111.
  38. Vankhadeh, S.)2002(. Response of sunflower to applied Zn, Fe, P, N. Nes. S. Zz, 1, 143-144.
  39. Vessey, J. K. (2003). Plant growth promoting rhizobacter as biofertilizer. Plant and Soil, 255, 571-586.
  40. Yan, P. S. & Xu, H. L. (2002). Influence of EM Bokashi on nodulation, physiological characters and yield of peanut in nature farming fields. Journal of Sustainable Agriculture Science, 19(4), 105-112.
  41. Yasari, E. & Patwardhan, M. (2007). Effects of Azotobacter and Azospirillum inoculants and chemical fertilizers on growth and productivity of canola (Brassica napus L.). Asian Journal of Plant Sciences, 6(1), 77-82.
  42. Yazdani, M., Bahmanyar, M. A., Pirdashti, H. & Esmaili, M. A. (2009). Effect of phosphate solubilization microorganisms (PSM) and plant growth promoting rhizobacteria (PGPR) on yield and yield components of corn (Zea mays L.). Proceedings of World Academy of Sciences, Engineering and Technology, pp, 2070-3740.
  43. Zahir, A. Z., Arshad, M. & Khalid, A. (1998). Improving maize yield by inoculation with plant growth promoting rhizobacteria. Pakistan Journal of Soil Science, 15, 7-11.


[1] - Biofertilizers

[2] - Microorganisms

[3] - Crude protein

[4]- Dry Matter Digestibility

[5]- Acid Detergent Fiber

[6] - Total ASH

[7]- Crude Fiber

[8]-Relative Feeding Value

[9]-  synergic