<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>علوم گیاهان زراعی ایران</title>
    <link>https://ijfcs.ut.ac.ir/</link>
    <description>علوم گیاهان زراعی ایران</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>شبیه‌سازی عملکرد گندم در آینده تحت شرایط تغییر اقلیم و پیشرفت فناوری در ایران</title>
      <link>https://ijfcs.ut.ac.ir/article_105733.html</link>
      <description>تغییرات اقلیمی و توسعه تکنولوژی می‌تواند بر بهره‌وری محصولات کشاورزی در شرایط آینده تأثیر بگذارد. برآورد دقیق تغییر عملکرد محصولات کشاورزی تحت تأثیر اقلیم و تکنولوژی در آینده، رویکردی مؤثر برای استراتژی‌های مدیریتی است. هدف از این مطالعه، شبیه سازی اثرات تغییرات اقلیمی، پیشرفت تکنولوژی، افزایش دی اکسید کربن و اثرات تلفیقی آنها بر عملکرد گندم در شرایط آینده در کشور بود. عملکرد گندم برای سه دوره زمانی 25 ساله در آینده (1429-1405، 1454-1430 و 1479-1455) در مقایسه با سال پایه (1401-1371) تحت دو سناریوی از مدل CMIP6 شامل SSP245 و SSP585 شبیه سازی شد. به طور کلی نتایج بررسی اثرات تلفیقی هر سه عامل تغییر اقلیم، تکنولوژی و دی اکسید کربن نشان داد که در دوره زمانی اول (1405-1429) اثرات توام همه عوامل بر عملکرد گندم در اکثر مناطق نسبت به سال پایه بیشتر بود، در صورتیکه با گذشت زمان و در دوره زمانی سوم (1455-1479) اثرات تلفیقی در تمام مناطق منجر به کاهش عملکرد گندم در مقایسه با سال مبنا شد. با توجه به نتایج به نظر می‌رسد پیشرفت تکنولوژی و دی اکسید کربن در دوره زمانی اول و همچنین در برخی از مناطق سردسیر کشور در دوره زمانی دوم پتانسیل جبران اثرات منفی تغییر اقلیم را داشته است، در صورتیکه با گذشت زمان و در دوره زمانی سوم اثرات منفی تغییر اقلیم بیشتر شده و منجر به کاهش عملکرد گندم مخصوصا در مناطق گرمسیری و خشک خواهد شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پاسخ محصول‌دهی ژنوتیپ‌های کلزا به کاربرد عصاره جلبک دریایی در اراضی کم‌بازده حاشیه دریاچه ارومیه</title>
      <link>https://ijfcs.ut.ac.ir/article_105731.html</link>
      <description>به‌منظور بررسی اثر محلول‌پاشی عصاره جلبک دریایی بر عملکرد دانه و روغن و اجزای عملکرد ژنوتیپ‌های کلزا در اراضی کم‌بازده حاشیه دریاچه ارومیه، پژوهشی در سال زراعی03-1402 به‌صورت اسپلیت پلات در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی آذربایجان شرقی اجرا گردید. فاکتورهای آزمایش شامل کاربرد عصاره جلبک دریایی در دو سطح شاهد و محلول‌پاشی پنج در هزار به‌عنوان فاکتور اصلی و 40 ژنوتیپ کلزا به‌عنوان فاکتور فرعی بودند. نتایج نشان داد که محلول‌پاشی عصاره جلبک دریایی موجب افزایش تعداد شاخه فرعی، شاخص کلروفیل، تعداد خورجین در بوته، وزن هزاردانه، عملکرد دانه و روغن و شاخص برداشت گردید. ژنوتیپ HL3721&amp;amp;times;Rohan با میانگین 4/131 خورجین در بوته، 6/27 دانه در خورجین و عملکرد دانه و روغن به‌ترتیب 3657 و 1683 کیلوگرم در هکتار بالاترین مقادیر را داشت. ژنوتیپ‌های HL2012&amp;amp;times;GK Csenge و Triangle&amp;amp;times;Modena به‌مراتب عملکرد دانه کمتری نسبت به سایر ژنوتیپ‌ها داشتند. نتایج تجزیه به مولفه‌های اصلی بین صفات مورد مطالعه بیانگر آن است که بین اجزای عملکرد با همدیگر و همچنین بین عملکرد دانه و روغن با ارتفاع بوته، تعداد خورجین در بوته و شاخص برداشت همبستگی مثبت و معنی‌داری وجود دارد. این امر نشان‌دهنده نقش هر یک از صفات مذکور در شکل‌دهی عملکرد روغن است. با تجزیه کلاستر به روش وارد، بعد از HL3721&amp;amp;times;Rohan، هجده ژنوتیب با میانگین عملکرد دانه 2311 کیلوگرم در هکتار در یک خوشه قرار گرفتند. این ژنوتیپ‌ها می‌توانند به‌عنوان ژنوتیپ‌های امید بخش در اراضی کم‌بازده حاشیه دریاچه ارومیه به‌کار روند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش‌بینی عملکرد برخی از ارقام گندم دیم در شرایط تغییر اقلیم در شهرستان خرم‌آباد با استفاده از مدل زراعی اپسیم</title>
      <link>https://ijfcs.ut.ac.ir/article_105728.html</link>
      <description>آزمایش حاضر با هدف پیش‌بینی تولید برخی از ارقام گندم دیم در شهرستان خرم‌آباد در شرایط تغییر اقلیم با استفاده از زیر مدل APSIM-Wheat انجام شد. با استفاده از اطلاعات مدیریتی، خاکی، گیاهی و اقلیمی ثبت شده از آزمایش مزرعه‌ای انجام شده ضرایب ژنتیکی ارقام شناسایی و مدل بر مبنای آن پارامتریابی شد. بدین منظور آزمایشی در شرایط بهینه مدیریتی در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تیمار (ارقام قابوس، کوهدشت و آفتاب) و سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی اداره‌کل هواشناسی استان لرستان واقع در شهرستان خرم‌آباد و در سال زراعی 1401-1400 اجرا شد. جهت ارزیابی مدل از داده‌های آزمایش‌های مزرعه‌ای که 10 مزرعه منتخب در شهرستان خرم‌آباد بود، استفاده شد. نتایج پارامتریابی و ارزیابی مدل نشان داد که جذر میانگین مربعات نرمال شده (nRMSE)، برای صفات عملکرد دانه، عملکرد زیستی و تاریخ گلدهی و رسیدگی فیزیولوژیک کمتر از 10 درصد بود، لذا مدل اپسیم توانست با دقت قابل‌قبولی صفات مذکور را برآورد نماید. نتایج شبیه‌سازی نشان داد که در شهرستان خرم‌آباد بسته به نوع سناریو و دورۀ‌ اقلیمی، عملکرد دانه گندم دیم 3/7 تا 0/57 درصد و عملکرد زیستی 6/2 تا 9/27 درصد کاهش خواهد یافت. در دورۀ اقلیمی 2080-2061 و سناریوی RCP8.5 با وجود افزایش بارش‌ها، باتوجه به افزایش بیشتر دماهای کمینه و بیشینه نسبت به دورۀ پایه و کاهش طول دوره رشد گیاه، عملکرد گیاهان کاهش خواهد یافت. شناسایی ضرایب ژنتیکی ارقام بومی و استفاده از APSIM-Wheat به‌عنوان ابزاری سریع و کم‌هزینه، می‌تواند راهگشای تصمیم‌های مدیریتی در انتخاب ارقام مناسب و سازگاری با شرایط آینده باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>برآورد ترکیب پذیری عمومی و هتروزیس در اکوتیپ های یونجه ایرانی با هدف تولیدارقام ترکیبی (Synthetics)</title>
      <link>https://ijfcs.ut.ac.ir/article_105730.html</link>
      <description>یکی از مراحل کلیدی در تولید ارقام ترکیبی یا سنتتیک در یونجه (Medicago sativa) ، برآورد قابلیت ترکیب والدین از طریق ارزیابی عملکرد علوفه نتاج پلیکراس تولیدی میباشد. در این راستا، این آزمایش با 20 ژنوتیپ شامل 10 نتاج پلی کراس به همراه 10 ژنوتیپ والدی یونجه داخلی شامل دو رقم آهنگ و ماندگار، دو اکوتیپ از یونجه بمی و یزدی و همچنین شش اکوتیپ یونجه مناطق سرد و معتدل با کدهای KFA16, KFA4, KFA3, KFA13, KFA11, KFA15 در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با 3 تکرار در مزرعه 400 هکتاری مؤسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر در کرج طی سالهای 1399 الی 1401 به اجرا در آمد. صفات مورد بررسی شامل ارتفاع بوته ، تعداد ساقه در متر مربع، سرعت رشد مجدد، نمره خواب پاییزی و عملکرد علوفه خشک و تر بودند. نتایج تجزیه و تحلیل های آماری نشان دادکه تفاوت معنی داری بین میانگین ژنوتیپ ها برای کلیه صفات به غیر از عملکرد علوفه تر مشاهده گردید. خانواده ناتنی Poly-KFA3 با عملکرد 91/22 تن در هکتار بیشترین و Poly-KFA15 با میانگین 48/19 تن در هکتار کمترین میزان عملکرد علوفه خشک را داشتند. بیشترین در صد هتروزیس در صفات ارتفاع بوته، تعداد ساقه در متر مربع، سرعت رشد مجدد، نمره خواب پاییزی، عملکرد علوفه تر و خشک به ترتیب برابر با 25/13، 94/7، 03/57، 49/150، 92/10 و 25/14 درصد بدست آمد. بر اساس برآوردهای قابلیت ترکیب عمومی در صفات مورد بررسی، پنج والد Bami، Yazdi، KFA3، KFA13 وKFA16 جهت تلاقی و ایجاد جمعیت ترکیبی جدید انتخاب شدند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تغییرات بیوشیمیایی، فیزیولوژیکی و بیان برخی از ژن‌های تحمل به خشکی در عدس (Lens culinaris)</title>
      <link>https://ijfcs.ut.ac.ir/article_105732.html</link>
      <description>تنش خشکی به عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل محدودکننده تولید محصولات کشاورزی در مناطق خشک و نیمه‌خشک مطرح است. با توجه به اهمیت گیاه عدس (Lens culinaris) و کشت دیم آن در ایران، این پژوهش با هدف بررسی پاسخ دو ژنوتیپ حساس و متحمل عدس به تنش خشکی در سطوح مختلف (شاهد، تنش متوسط، و تنش شدید معادل ۹۰، ۶۰ و ۳۰ درصد ظرفیت زراعی) انجام شد. در این مطالعه، تغییرات صفات مورفولوژیکی، فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی، و همچنین بیان نسبی ژن‌های کلیدی در مسیر تحمل به خشکی شامل Beta Amylase, DREB1C, ABA/WDS, HCF136 و MIMP با استفاده از روش qRT-PCR مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که افزایش شدت تنش خشکی منجر به کاهش معنی‌دار در صفاتی مانند ارتفاع بوته، وزن تر و خشک اندام هوایی و ریشه، محتوای نسبی آب برگ، شاخص سطح برگ، کلروفیل و پروتئین کل برگ شد. در مقابل، صفات تراکم کرک برگ، میزان نشت الکترولیتی، تجمع پرولین و کربوهیدرات‌ها، و غلظت مالون دی‌آلدهید و هیدروژن پراکسید افزایش یافتند. تحلیل بیان ژن‌ها در ژنوتیپ متحمل نشان داد که با تشدید تنش، بیان ژن‌های ABA/WDS و HCF136 به طور معنی‌داری افزایش و بیان ژن‌های Beta Amylase, DREB1C و MIMP کاهش یافت. این یافته‌ها بر نقش این صفات و ژن‌ها در سازوکار تحمل به خشکی در عدس تأکید دارند و می‌توانند در برنامه‌های اصلاحی برای توسعه ارقام متحمل به خشکی مورد استفاده قرار گیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر ملاتونین و سولفات روی بر صفات زراعی و عملکرد دانه ارقام کینوا در شرایط شوری</title>
      <link>https://ijfcs.ut.ac.ir/article_105734.html</link>
      <description>به منظور بررسی تأثیر ملاتونین و سولفات روی بر صفات زراعی و عملکرد دانه ارقام کینوا در شرایط تنش شوری، آزمایشی در سال زراعی 1402 در کاشمر و بردسکن در قالب آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار طراحی و اجرا شد. تیمارها دو رقم کینوا شامل ردکارینا و تی‌تی کاکا، پرایمینگ بذر و محلولپاشی برگی در سه سطح صفر، ملاتونین و سولفات روی بود. نتایج نشان داد که در بردسکن که دارای آب‌وخاک شور است عملکرد پروتئین در رقم ردکارینا 02/30 درصد و در رقم تی‌تی کاکا 39/35 درصد کمتر از این صفت در همین ارقام در منطقه کاشمر بود. عملکرد دانه در رقم تی‌تی کاکا در منطقه بردسکن 25/23 درصد و در منطقه کاشمر 81/25 درصد بیشتر از عملکرد دانه در رقم ردکارینا در این دو منطقه بود. درکاشمر کاربرد توأم پرایمینگ و محلول‌پاشی ملاتونین موجب افزایش 85/17 % عملکرد دانه و سولفات روی نیز افزایش 04/18% را نشان داد. این در حالی است که در بردسکن کاربرد توأم پرایمینگ و محلول‌پاشی ملاتونین و سولفات روی به ترتیب افزایش 91/36 و 70/35 درصدی عملکرد دانه را موجب شد. در محدوده پژوهش انجام‌شده کاشت رقم تی تی کاکا و کاربرد توأم پرایمینگ و محلول‌پاشی ملاتونین و سولفات روی جهت افزایش عملکرد دانه و عملکرد پروتئین پیشنهاد می‌گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر باکتری‌ محرک رشد و اسید سالیسیلیک بر برخی شاخص‌های بیوشیمیایی ژنوتیپ‌های لوبیای معمولی تحت تنش خشکی</title>
      <link>https://ijfcs.ut.ac.ir/article_105735.html</link>
      <description>تنش خشکی یکی از مهم‌ترین تنش‌های غیرزیستی محسوب می‌شود که تولید محصولات زراعی و حبوبات را در سراسر جهان تهدید می‌کند. هدف پژوهش حاضر، بررسی برخی صفات فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی در لوبیای معمولی تحت شرایط تنش خشکی بود. برای این منظور، آزمایشی در مزرعه تحقیقاتی گروه زراعت دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران واقع در کرج، طی سال زراعی ۱۴۰1، به‌صورت آزمایش اسپلیت فاکتوریل در قالب طرح کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. تیمارهای این طرح شامل سه سطح آبیاری (آبیاری نرمال و آبیاری بر اساس ۳۰ و ۶۰ درصد ظرفیت زراعی)، دو سطح هورمون سالیسیلیک اسید (0 و 5/0 میلی‌مولار سالیسیلیک اسید)، دو سطح باکتری (عدم استفاده و استفاده از باکتری ریزوبیوم تثبیت‌کننده نیتروژن Rhizobium leguminosarum biovar phaseoli سویه R160) و دو ژنوتیپ لوبیا (صدری و یاس) بود. نتایج نشان داد که افزایش شدت تنش خشکی موجب کاهش محتوای پروتئین و افزایش میزان پرولین، مالون دی‌آلدئید ، نشت الکترولیت، کاتالاز، پراکسیداز، آسکوربات پراکسیداز و گلوتاتیون پراکسیداز شد. همچنین، کاربرد سالیسیلیک اسید و باکتری ریزوبیوم نسبت به شاهد (عدم استفاده از هورمون و باکتری)، باعث بهبود محتوای پروتئین و فعالیت‌های آنزیمی شد و در عین حال میزان مالون‌دی‌آلدئید و نشت الکترولیت را کاهش داد. رقم حساس و متحمل نیز در صفات نشت الکترولیت، محتوای پروتئین و مالون دی الدئید تفاوت معنی دار از خود نشان دادند. به‌طور کلی، این نتایج ایده استفاده توأم از سالیسیلیک اسید و باکتری ریزوبیوم را به‌عنوان روشی مؤثر برای افزایش تحمل به خشکی در ارقام حساس و متحمل لوبیای معمولی تقویت می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر محلول‌پاشی برون‌زاد گاما-آمینوبوتیریک اسید بر رشد، فعالیت آنزیمی و عملکرد کاملینا در پاسخ به تنش خشکی</title>
      <link>https://ijfcs.ut.ac.ir/article_105736.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی اثر محلول‌پاشی GABA بر ویژگی‌های مورفوفیزیولوژیکی، بیوشیمیایی و عملکردی گیاه کاملینا (Camelina sativa) تحت تنش خشکی در سال زراعی 1403-1402 در مزرعه پژوهشی واقع در دانشکده کشاورزی دانشگاه مراغه انجام شد. آزمایش به‌صورت اسپلیت‌پلات در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار طراحی شد. تیمارها شامل سه سطح آبیاری به‌عنوان فاکتور اصلی و پنج غلظت محلول‌پاشی GABA به‌عنوان فاکتور فرعی بودند. بیشترین ارتفاع بوته و عملکرد دانه در شرایط آبیاری نرمال و محلول‌پاشی 4 میلی‌مولار GABA مشاهده شد که نسبت به تیمار تنش شدید بدون GABA به ترتیب 2/62 و 87/120 درصد افزایش نشان داد. همچنین، درصد و عملکرد روغن در شرایط نرمال و 4 میلی‌مولار GABA به حداکثر رسید و نسبت به تنش شدید بدونGABA به ترتیب 8/54 و 4/241 درصد بیشتر بود؛ در حالی که محتوای کلروفیل a،b و کارتنوئید نیز در این تیمار بیشترین مقدار را داشت و نسبت به تنش شدید بدون GABA به ترتیب 1/137، 6/131 و 4/76 درصد افزایش یافت. همچنین، بیشترین فعالیت آنزیم‌های آسکوربات پراکسیداز، پراکسیداز و سوپراکسید دیسموتاز در تیمار تنش متوسط و 4 میلی‌مولار GABA مشاهده شد که به ترتیب 5/260، 8/190 و 1/201 درصد بیشتر از شاهد بود، درحالی‌که میزان پراکسید هیدروژن را 4/76 کاهش داد. به‌طورکلی، نتایج این پژوهش نشان داد که محلول‌پاشی GABA، به‌ویژه در غلظت 4 میلی‌مولار، موجب بهبود رشد و عملکرد کاملینا تحت تنش خشکی شد. این یافته‌ها می‌تواند به‌عنوان یک راهکار مدیریتی برای کاهش اثرات تنش خشکی و افزایش بهره‌وری در شرایط تنش خشکی مورد توجه قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تنوع ژنتیکی در جمعیت لاین‌های اینبرد برنج حاصل از تلاقی برگشتی با رقم هاشمی</title>
      <link>https://ijfcs.ut.ac.ir/article_105737.html</link>
      <description>برنج یکی از مهم‌ترین غلات دنیا و غذای اصلی جمعیت وسیعی از مردم است؛ از این رو شناسایی و بهره‌گیری از تنوع ژنتیکی ژنوتیپ‌ها در بهبود عملکرد و کیفیت محصول اهمیت زیادی دارد. مطالعه حاضر به ارزیابی تنوع ژنتیکی ۱۴۴ لاین اینبرد حاصل از تلاقی برگشتی رقم هاشمی و لاین IR67418-110-32222 پرداخت و ژنوتیپ‌ها از نظر صفات مورفولوژیکی وعملکردی مرتبط با هدف اصلاحی مورد بررسی قرار گرفتند. آزمایش در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار و اندازه‌گیری ده صفت مورفولوژیکی و عملکردی انجام شد. نتایج نشان داد که جمعیت مورد مطالعه از تنوع ژنتیکی قابل توجهی برخوردار است و تمامی صفات مورد بررسی تفاوت‌های معنی‌دار ژنتیکی داشتند (P&amp;amp;lt;0.01). عملکرد دانه بین 43/1 تا 42/6 تن در هکتار با میانگین 45/4 تن در هکتار متغیر بود. چهار عامل اصلی شناسایی‌شده، 97/76 درصد از واریانس کل صفات را تبیین کردند و تجزیه خوشه‌ای، ژنوتیپ‌ها را به دو گروه متمایز تقسیم نمود. ژنوتیپ‌های دارای طول خوشه بلندتر، تعداد دانه پر بیشتر و مساحت برگ پرچم وسیع‌تر، عملکرد بالاتری داشتند. به طور کلی، این مطالعه نشان داد که استفاده از روش‌های چندمتغیره ابزاری مؤثر برای شناسایی ژنوتیپ‌ها با ترکیب مطلوب صفات هدف اصلاحی و انتخاب والدین مناسب در برنامه‌های اصلاحی است. جمعیت مورد بررسی می‌تواند به عنوان منبع ارزشمند ژنتیکی برای توسعه ارقام برنج با عملکرد بالا و کیفیت مطلوب مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
