نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 گروه زراعت و اصلاح نباتات دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران. کرج. ایران.
2 گروه رزاعت و اصلاح نباتات دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران. کرج. ایران.
3 گروه زراعت و اصلاح نباتات دانشکده کشاورزی ,,و منابع طبیعی دانشگاه تهران. کرج. ایران.
چکیده
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
Introduction. Calotropis procera, a prominent medicinal plant native to the dry regions of Asia and Africa, is widely recognized for its medicinal properties. The plant is a rich source of bioactive compounds, particularly flavonoids, phenolic acids, and alkaloids, which are known for their anti-inflammatory, antioxidant, and anticancer properties. Given the increasing demand for these valuable compounds, the development of efficient in vitro propagation systems, especially hairy root culture, is crucial for enhancing the production of secondary metabolites. This has led to significant interest in exploring sustainable methods to scale up production without relying on wild plant populations. In this study, we aimed to establish an effective method for inducing and maintaining hairy root cultures of C. procera, to evaluate the growth curve and assess the effects of different elicitors on secondary metabolite production, particularly focusing on phenolic and flavonoid content and antioxidant activity.
Materials and Methods. The first step in the study involved seed germination and the preparation of explants. Seeds of C. procera were germinated in MS medium, and 30-day-old seedlings were used to prepare explants from different parts, including leaves, stems and, roots. The explants were then subjected to inoculation as pretreatment with Rhizobium rhizogenes (formerly Agrobacterium rhizogenes), a bacterium known for its ability to induce hairy roots in plants. The induction process was further optimized by analyzing the effect of bacterial strains and explant types on the efficiency of root induction.
Results and Discussion. Among the bacterial strains tested, R. rhizogenes strain LBA9402 exhibited the highest efficiency in hairy root induction, with leaf explants showing the most significant response. Following inoculation, hairy roots were successfully induced and confirmed by PCR analysis, targeting the rolB gene, which is characteristic of transgenic hairy roots. PCR results showed that the rolB was amplified from the hairy roots, confirming the transgenic nature of the emerged roots. Results indicated that LBA9402 was the most effective strain, and leaf explants yielded the highest rate of root induction. The next phase of the study focused on the growth characteristics of the induced hairy roots. After several subcultures, the growth of the hairy roots was monitored in liquid MS medium containing 30 gL-1 sugar, and fresh and dry weights were measured at regular intervals. The growth curve indicated that the highest fresh and dry weights of the hairy roots were recorded on days 28 and 24, respectively. These measurements were used to draw a growth curve for the selected hairy root line, which will be crucial for optimizing the production of secondary metabolites. In parallel with growth studies, the effects of two elicitors, chitosan and methyl jasmonate, on the production of phenolic compounds, flavonoids, and antioxidant activity in hairy root cultures were evaluated. The elicitors were applied at different concentrations and time intervals, and the total phenolic and flavonoid content were measured using standard assays. The results showed that methyl jasmonate at a concentration of 10 µM significantly increased the production of flavonoid compounds, especially within the first 24 hours. The results of total phenolic content measurement within 48 hours in the presence of 50 µM methyl jasmonate elicitor were higher (2927.22 µg GAE/g FW) than other groups and the highest antioxidant activity, as measured by the DPPH assay, was observed in the methyl jasmonate-treated roots, suggesting that this elicitor has a strong potential for enhancing the antioxidant properties of C. procera hairy roots.
Conclusion. This study contributes to the development of an efficient in vitro culture system for C. procera, providing insights into the optimization of conditions for hairy root induction and secondary metabolite production. The findings emphasize the role of bacterial strain selection, explant type, and elicitor treatments in enhancing the yield of valuable compounds. These results also suggest that methyl jasmonate is a potent elicitor for the production of phenolic and antioxidant compounds in C. procera hairy root cultures, making it a promising candidate for large-scale production of these bioactive metabolites. Further research is needed to explore the molecular mechanisms underlying the effects of elicitors on secondary metabolite biosynthesis and to optimize the production of other bioactive compounds in C. procera. These findings serve as an important prerequisite for future experiments in the field of hairy root cultivation, aimed at producing secondary metabolites in this valuable medicinal plant
کلیدواژهها [English]
. مقدمه
طی هزاران سال، طبیعت منبع اصلی مواد دارویی بوده و بسیاری از داروهای امروزی از منابع طبیعی استخراج شدهاند. گیاهان از دیرباز برای درمان بیماریها بهعنوان داروهای سنتی مورد استفاده قرار گرفتهاند و محصولات مختلف طبیعی آنها الهامبخش توسعه داروهای نوین بوده است. با توجه به اینکه بخش عمدهای از تنوع زیستی جهانی هنوز کشف نشده است، محصولات طبیعی در تأمین نیازهای دارویی نقش حیاتی خواهند داشت (Chaachouay & Zidane, 2024). ازآنجاییکه داروهای گیاهی معمولاً اثرات جانبی کمی دارند، تمایل به استفاده از محصولات گیاهی در سراسر جهان بهطور قابل توجهی رشد کرده است (Coopoosamy et al., 2023).
با توجه به اهمیت روزافزون گیاهان دارویی در درمان بیماریها و کاهش اثرات جانبی، گیاهان مختلفی همچون استبرق بهعنوان منابع طبیعی دارویی، توجه زیادی را به خود جلب کردهاند. استبرق با نام علمی Calotropis procera، گونهای از گیاهان گلدار، چندساله و همیشهسبز است که به خانواده Apocynaceae تعلق دارد و بهطور طبیعی در مناطق وسیعی از ایران، از جمله خوزستان، سیستان و بلوچستان، کرمان، هرمزگان، فارس و بوشهر میروید (Avazzadeh et al., 2018; Kaur et al., 2021). استفاده از این گیاه دارویی ارزشمند در طب سنتی برای درمان سرماخوردگی، تب، جذام، آسم، روماتیسم، اگزما، سوء هاضمه، اسهال، بیماریهای پوستی و اسهال خونی گزارش شده است (Al-Rowaily et al., 2020).
عصاره آبی ریشه استبرق حاوی ترکیبات فنولی و فلاونوئیدی با ویژگیهای آنتیاکسیدانی و ضدباکتریایی است و این ویژگیها پیشتر شناسایی شدهاند (Kumar et al., 2013). پوست ریشه این گیاه حاوی ترکیبات فنولی نظیر بنزوئیلینولون، بنزوئیلایزولینولون و ترکیبات مادارالبان و مادار فلواویل است (Oloumi, 2014). فلاونها و ترکیباتی مانند هسپریدین، روتین و نرینجنین بهعنوان عوامل ضدالتهاب به شمار میروند و نمونههایی از ترکیبات فعال زیستی موجود در شیره استبرق هستند (Farooq et al., 2017). تجزیه و تحلیل فیتوشیمیایی نشان داده است که ترکیباتی مثل وانیلین، اسیدکلروژنیک، اسیدگالیک و دایدزین، عمده ترکیبات فنولی موجود در عصاره این گیاه هستند (Nofal et al., 2024). مطالعات کیفی و کمی با استفاده از روش HPLC نشان دادهاند که در برگها و پوست ریشه گیاه استبرق چندین اسید فنولی از جمله اسیدسیناپیک، اسیدوانیلیک و اسیدپروتکاتچوئیک حضور دارند (Mehmood et al., 2020). همچنین، آنالیز GC-MS وجود ترکیبات تریترپن حلقوی پنجتایی مانند لوپئول، α-آمیرین، β-آمیرین و اسیداورسولیک را در عصاره متانولی پوست ریشه این گیاه تأیید کرده است. این ترکیبات پلیفنولی و آنتیاکسیدانی در عصاره پوست ریشه با فعالیت آنتیاکسیدانی قوی همراه بوده و میتوانند در محافظت از سلولها در برابر آسیبهای ناشی از رادیکالهای آزاد نقش مهمی ایفا کنند (Kyada et al., 2023). ترکیبات فلاونوئیدی ۳-O-روتینوزید کامپفرول، ایزورامنتین-۳-O-روتینوزید، فلاونوئیدگلیکوزید ۵-هیدروکسی-۳، ۷-دیمتوکسیفلاون-۴' O- بتا-D-گلوکوپیرانوزید و کوئرستین-۳-O-روتینوزید در بخشهای هوایی لاتکس این گیاه گزارش شده است (Farooq et al., 2017). علاوهبراین این گیاه حاوی ترکیبات استروئیدی کاردینولید مانند کالوتروپین است که در مطالعات مقایسهای کمی و کیفی نمونههای برگ و لاتکس شناسایی و بررسی شدهاند (Seiber et al., 1982). پژوهشهای مختلف نشان داده است که گیاه استبرق قادر به تولید گلیکوزیدهای قلبی است که این ویژگی در شرایط کشت بافت و سلول نیز مورد تأکید قرار گرفته است (Djerdjouri et al., 2024; EL-Bakry et al., 2011) و همچنین ژنهای کاندید مسیر بیوسنتز این ترکیبات در این گیاه شناسایی شدهاند (Pandey et al., 2016). علاوهبراین، گلیکوزید جدید پروسرازید A [1] از پوست ریشه این گیاه استخراج شده که در شرایط آزمایشگاهی اثرات ضدسرطانی نشان داده است (Ibrahim et al., 2014). برای بهرهبرداری مؤثر از خواص گیاهان دارویی مانند استبرق، استفاده از روشهای کشتبافت گیاهی و دستکاری ژنتیکی میتواند به تولید بیشتر و با کیفیتتر متابولیتهای ثانویه کمک کند. این روشها به افزایش بهرهوری داروهای طبیعی و کاهش اثرات جانبی درمانهای شیمیایی کمک میکنند
(Biswas et al., 2023). امروزه تولید متابولیتهای ثانویه در شرایط درونشیشهای بهواسطه کشتبافت گیاهی امکانپذیر بوده که این روش مستلزم دستورزی ژنتیکی گونههای حاوی ترکیبات هدف با استفاده از سیستم ناقل طبیعی به نام
Rhziobium rhizogenes است. این باکتری دارای Ri-پلاسمید (پلاسمید القاکننده ریشه) است که ادغام ناحیه T-DNA[2] آن به ژنوم گیاه میزبان باعث ظهور ریشه از قسمت آلوده گیاه شده که ریشهمویین (Hairy Root) نامیده میشوند
(Biswas et al., 2023; Gutierrez-Valdes et al., 2020). ریشههای مویین به دلیل ویژگیهایی مانند پایداری ژنتیکی، تولید زیاد زیستتوده و توانایی بالای تولید ترکیبات زیستی، به عنوان گزینهای مناسبتر نسبت به کشت سوسپانسیون سلولی و کالوس برای تولید متابولیتهای خاص شناخته میشوند. علاوهبراین، ریشههای مویین دارای رشد بسیار سریعتر بوده و قادرند متابولیتهای ثانویه را برای مدت زمان طولانیتری تولید کنند (Gutierrez-Valdes et al., 2020). یکی از مزایای برجسته این نوع کشت، عدم وابستگی کامل آنها به شرایط فصلی و نوری است؛ بهطوریکه میتوان کشتهای ریشهمویین را در شرایط کنترلشده و بدون نیاز به نور طبیعی یا تغییرات اقلیمی انجام داد. این ویژگی، تولید مداوم و قابل پیشبینی ترکیبات زیستی را امکانپذیر میسازد و نیاز به برداشت گیاهان از محیط طبیعی را کاهش میدهد که به حفظ تنوع زیستی و پایداری منابع طبیعی کمک میکند (Murthy et al., 2014). همچنین ریشههای مویین میتوانند متابولیتهای ثانویهای تولید کنند که بهطور معمول در ریشههای طبیعی گیاهان وجود ندارند (Stepanova et al., 2022).استفاده از الیسیتور یکی از کاربردیترین و مؤثرترین روشها برای افزایش تولید متابولیتهای تخصصی در زیستفناوری و کشتبافت گیاهی است. الیسیتورها به دو گروه اصلی زیستی و غیرزیستی تقسیم میشوند. الیسیتورهای زیستی موادی با منشأ زیستی، مانند پلیساکاریدهای دیواره سلولی گیاهی و میکروارگانیسمها هستند. نمونههایی از این گروه شامل کیتوزان و مخمر هستند. الیسیتورهای غیرزیستی نیز شامل عوامل فیزیکی (نور، تنش اسمزی، شوری، خشکی و دما) و شیمیایی (اسیدسالیسیلیک، متیلجاسمونات، پراکسید هیدروژن و انواع هورمونها) هستند. هر دو نوع الیسیتور زیستی و غیرزیستی برای تحریک تولید متابولیتهای ثانویه در کشتبافت و سلولهای گیاهی بهکار میروند (Jalota et al., 2024; Rogowska & Szakiel, 2021).
کیتوزان یک پلیساکارید است که از بسپارش [3] گلوکوزآمین و N-استیلگلوکزآمین و از استیلزدایی کیتین، یعنی یکی از فراوانترین بسپارهای زیستی در طبیعت، بهدست میآید (Mukarram et al., 2023). کیتین در دیوارههای سلولی سختپوستان، قارچها، حشرات و همچنین در برخی جلبکها، میکروارگانیسمها و برخی جانوران بیمهره وجود دارد (Pellis et al., 2022). کیتوزان بهعنوان یک محرک زیستی، زیستسازگار، غیر سمی و زیستتخریبپذیر شناخته میشود و دارای ظرفیت کاربردی گستردهای است که با تقویت سیستم دفاعی آنتیاکسیدانی گیاه، قادر است تحمل گیاه را در برابر تنشهای محیطی مختلف از جمله خشکی، دماهای شدید، شوری و سمیت فلزات سنگین افزایش دهد (Hidangmayum et al., 2019;
Mukarram et al., 2023).
متیلجاسمونات، متیلاستر اسیدجاسمونیک بهعنوان یک مولکول فرار و پیامرسان اصلی در تنشهای غیرزیستی و زیستی شناسایی شده و نقش مهمی در گیاهان ازجمله کارکردهای مولکولی و ریختزایی دارد. با توجه به ماهیت فرار بودن آن و همچنین ظرفیت نفوذ از طریق غشاهای بیولوژیکی، به عنوان یک تنظیمکننده گیاهی مهم در نظر گرفته میشود که میتواند ارتباطات درون و بین سلولی گیاهان را تسهیل کند. این ترکیب برخی پاسخهای دفاعی، بهویژه سامانههای مرتبط با دفاع آنتیاکسیدانی را تنظیم میکند (Jeyasri et al., 2023; Wang et al., 2021). مطالعات پیشین روی C. procera نشان دادهاند که القای پاسخ دفاعی ناشی از زخم از طریق پیامرسانی جاسمونات، موجب افزایش بیان ژنهای مرتبط با مسیرهای بیوسنتزی متابولیتهای ثانویه میشود (Pandey et al., 2016). همچنین در مطالعه دیگر روی کشت کالوس گونه استبرق بزرگ
(C. gigantea)، تأثیر متیلجاسمونات بر افزایش رونویسی ژنهای مرتبط با متابولیسم ثانویه تأیید شده است
(Singh et al., 2024). بر پایه بررسیهای انجامشده در سیستم کشت ریشهمویین، متیلجاسمونات به عنوان رایجترین الیسیتور استفادهشده شناخته میشود که بیشترین تأثیر را در افزایش تولید متابولیتهای ثانویه از جمله ترکیبات فنولی، ترپنی و آلکالوئیدی دارد. در این نوع سیستم کشت، بالاترین میزان تولید ترکیبات زیستفعال نیز در حضور متیلجاسمونات مشاهده شده است که این نشاندهنده نقش کلیدی این الیسیتور در تحریک تولید گسترده متابولیتهای ثانویه میباشد (Alcalde et al., 2022).
هدف این مطالعه، بررسی تأثیر دو الیسیتور زیستی کیتوزان و متیلجاسمونات بر افزایش ظرفیت آنتیاکسیدانی کل ریشهمویین گیاه استبرق (C. procera) است. این پژوهش با تمرکز بر ارزیابی تغییرات کلی در محتوای ترکیبات فنولی و فلاونوئیدی بهعنوان شاخصهای اصلی فعالیت آنتیاکسیدانی انجام میشود تا نقش این الیسیتورها در بهبود خواص آنتیاکسیدانی مشخص شود. همچنین، نتایج این مطالعه میتواند راهگشای کاربرد این ترکیبات برای افزایش تولید مواد مؤثره گیاهی و بهبود کیفیت گیاهان دارویی باشد.
بذرهای استبرق (C. procera) از استان سیستان و بلوچستان (چابهار) جمع آوری و جهت به دست آوردن گیاهچه های سترون، به مدت دو تا سه دقیقه با آب لوله کشی شستشو داده شدند. در ادامه جهت انجام مراحل ضدعفونی در زیر هود لامینار، بذرها ابتدا به مدت 60 ثانیه با الکل 70% و سپس به مدت 10 دقیقه با هیپوکلریت سدیم (2 % کلر فعال) تیمار شدند. بین مراحل ذکر شده، بذرهای ضدعفونیشده دو الی سه مرتبه با آب مقطر اتوکلاو شده شسته و در نهایت روی کاغذ صافی سترون، خشک و در محیط کشت MS (Murashige & Skoog, 1962) کشت و در اتاقک رشد نگهداری شدند (دمای °C 1± 25، شدت نور 3500 لوکس و دوره نوری 16-8 ساعت).
تعداد سه سویه مختلف از باکتری Rhizobium rhizogenes شامل ATCC15834، A4 و LBA9402 در محیط کشت LB [4] مایع حاوی mgL-1 50 پادزی ریفامپیسین کشت و در انکوباتور با دمای °C 1± 28 با سرعت چرخش rpm 120 جهت رسیدن به OD600nm برابر با 8/0-6/0، کشت شبانه شدند. سوسپانسیون حاصل از رشد باکتری با سرعت RCF 1792 به مدت پنج دقیقه سانتریفیوژ و بعد از حذف مایع روشناور در محیط تلقیح MS مایع، مجدداً به مدت پنج ساعت تجدید کشت شدند.
جهت انتخاب بهترین شرایط القای ریشه در گیاه استبرق، بهعنوان آزمون پیشتیمار، دو نوع محیط کشت MS کامل و MS جامد (gL-1 7 آگار)، سه سویه باکتری R. rhizogenes (ATCC 15834، A4 و LBA9402) با سه نوع ریزنمونه برگ، ساقه و ریشه مورد آزمایش قرار گرفت. ریزنمونههای شاهد نیز در محیط تلقیح فاقد باکتری قرار گرفتند و با توجه به مشاهدات نتایج عینی این مرحله، آزمایش اصلی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار جهت القای ریشهمویین طراحی شد.
جهت تراریزش و با هدف القای ریشههای مویین در استبرق، روش Sharafi et al. (2013) با اندکی تغییرات بهکار رفت. بدین ترتیب دو سویه باکتری R. rhizogenes (LBA9402، A4) و دو ریزنمونه (برگ و ساقه) استفاده شد. ریزنمونهها ابتدا توسط تیغه اسکالپل، زخمی و در محیط تلقیح MS مایع حاوی سویههای مختلف باکتری R. rhizogenes مایهکوبی شدند. بعد از گذشت حدود 10 الی 20 دقیقه، ریزنمونهها روی کاغذ صافی آبگیری و به مدت 48 ساعت در محیط همکشت MS جامد در شرایط تاریک و دمای °C 1± 25 قرار گرفتند.
بعد از گذشت 48 ساعت، بهمنظور حذف آلودگی باکتری R. rhizogenes از ریزنمونهها، شستشو با آب مقطر اتوکلاو شده حاوی mgL-1 500 پادزی سفوتاکسیم صورت گرفت. پس از آبگیری، ریزنمونهها توسط کاغذ صافی سترون خشک و سپس به محیطکشت جامد حاوی پادزی سفوتاکسیم (mgL-1 500) منتقل شدند (واکشتها تا لحظه حذف کامل باکتری در محیط کشت حاوی mgL-1 300 و mgL-1 200 سفوتاکسیم تکرار شد). طی مدت 21 روز، سرعت ظاهر شدن ریشه و پس از روز 21 اُم درصد القای ریشه بهعنوان صفات مورد مطالعه اندازهگیری شدند.
اثبات ماهیت تراریختی ریشههای ظاهرشده با آزمون واکنش زنجیرهای پلیمراز (PCR)، برای ژن rolB با استفاده از آغازگر اختصاصی رفت با توالی 5'- ATGGATCCCAAATTGCTATTCCCCACGA -3' و آغازگر اختصاصی برگشت با توالی
5'- TTAGGCTTCTTTCATTCGGTTTACTGCAGC -3' و همچنین از آغازگر اختصاصی رفت با توالی
5'- ATGTCGCAAGGACGTAAGCCGA -3' و آغازگر اختصاصی برگشت با توالی
5'- GGAGTCTTTCAGCATGGAGCAA -3' برای ژن virD (جهت تشخیص آلودگی به باکتری R. rhizogenes) انجام شد. بدینمنظور استخراج DNA ژنومی از ریشههای ظاهر شده و ریشه معمولی استبرق به روش CTAB (Khan et al., 2007) انجام شد. چرخه PCR برای تکثیر ژنهای مورد نظر شامل یک چرخه واسرشت سازی اولیه در °C ۹۴ (پنج دقیقه)، ۳4 چرخه شامل 30 ثانیه مرحله واسرشتسازی در دمای °C ۹۴، 45 ثانیه مرحله اتصال در دمای °C ۵۶، 45 ثانیه مرحله گسترش در دمای °C ۷۲ و یک چرخه تکثیر نهایی در °C ۷۲ (به مدت پنج دقیقه) بود. در نهایت مشاهده و عکسبرداری محصولات PCR، با استفاده از دستگاه ژلداک انجام شد.
بعد از اثبات تراریختی ریشههای مویین بهدستآمده، بهمنظور دستیابی به کلون یکنواخت و تکثیر لاین منتخب، کشت در ظروف شیشهای حاوی mL 30 محیط مایع (MS ) شامل gL-1 30 ساکارز (مرک، آلمان) انجام شد. بهمنظور ترسیم نمودار سرعت رشد ریشهمویین، مقدار اولیه یک گرم از لاین ریشهمویین منتخب به محیطکشت مذکور افزوده شد (توزین با استفاده از ترازوی دیجیتال در زیر هود لامینار انجام شد). اندازهگیری وزن تر و وزن خشک، هشت روز بعد از شروع آزمایش با فاصله زمانی هر چهار روز یکبار با استفاده از ترازوی دقیق صورت گرفت. سه تکرار آماری برای هر نمونهبرداری در نظر گرفته شد.
به منظور مطالعه اثر الیسیتورهای متیلجاسمونات و کیتوزان بر تغییرات محتوای تام فنول و فلاونوئید و فعالیت آنتیاکسیدانی (DPPH)، در ریشهمویین استبرق، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار طراحی و اجرا شد. پس از گذشت 24 روز از کشت، تیمار متیلجاسمونات (دوخفا، هلند) در دو سطح 10 و 50 (µM) و غلظت کیتوزان (سیگما-آلدریچ، آلمان) در دو سطح 100 و 150 (mgL-1) در شرایط تاریک اعمال و نمونهبرداری پس از مدت زمان 24 و 48 ساعت انجام شد، بدین ترتیب که ابتدا ریشههای مویین تازه برداشت و به آرامی با آب مقطر شستشو داده شدند و پس از گرفتن رطوبت اضافی با استفاده از کاغذ صافی داخل فویل آلومینیومی (شکل 9-ب) قرار گرفت و تا لحظه عصارهگیری در یخچال °C 80- نگهداری شد.
محتوای فنول تام با استفاده از روش (Soland & Laima, 1999)، با اندکی تغییرات تعیین شد. ابتدا g 1/0 ریشهمویین تازه در mL 5 اتانول 95 % همگن و سپس بهمدت 72 ساعت در دمای ºC 1± 25 و در تاریکی نگهداری شد. سپس، عصاره به مدت 10 دقیقه در RCF 1792 سانتریفیوژ شد. پس از آن، mL 1 از مایع رویی با mL 1 اتانول 95 %، mL 1 محلول کربناتسدیم 5%، mL 3 آب دوبار تقطیر و mL 5/0 محلول 50 % معرف فولین-سیوکالتو (شرکت مرک، آلمان) مخلوط و همگن شد و به مدت نیم ساعت در دمای ºC 1± 25 در شرایط تاریکی قرار گرفت. سپس، جذب نوری نمونهها در طول موج nm 725 قرائت شد. نتایج بر اساس منحنی استاندارد تهیهشده با استفاده از رقتهای مختلف اسیدگالیک بهصورت µg GAE.g⁻¹ FW گزارش شد.
محتوای فلاونوئید تام با تغییرات جزئی در روش Meda et al. (2005) با استفاده از رنگسنجی کلرید آلومینیوم بررسی شد. در این روش، g 2/0 بافت تازه ریشهمویین با mL 3 متانول اسیدی (متانول: اسیداستیک گلسیال v:v 1:99) مخلوط و همگن شد. بعد از سانتریفیوژ در RCF 11200 به مدت 15 دقیقه، µL 500 از مایع رویی با µL 100 محلول کلرید آلومینیوم 10%، µL 100 استات پتاسیم M 1، mL 5/1 متانول 80 % و mL 8/2 آب دوبار تقطیر مخلوط و به مدت نیم ساعت در دمای ºC 1± 25 در تاریکی نگهداری و جذب نوری نمونهها در طول موج nm 415 نسبت به محلول تهی اندازهگیری شد. رسم منحنی استاندارد با استفاده از رقتهای مختلف کوئرستین (شرکت مرک، آلمان) حلشده در متانول بهصورت µgQE.g⁻¹ FW رسم شد.
بررسی میزان فعالیت آنتیاکسیدانی با استفاده از 2، 2-دی فنیل-1-پیکریل هیدرازیل [5] (DPPH، سیگما) بر اساس روش
Wu & Wang (2009) با تغییرات جزئی انجام شد. ابتدا، g 2/0 از ریشهمویین با mL 3 متانول عصارهگیری شد. سپس عصارهها به مدت 20 دقیقه با سرعت RCF 16128 و در دمای ºC 4 سانتریفیوژ شدند. سپس، µL 20 از هر عصاره به µL 180 از محلول متانولی µM 100 از DPPH افزوده شد. محلول حاصل مخلوط و همگن و به مدت نیم ساعت در دمای ºC 1± 25 داخل فویل آلومینیوم نگهداری شد. جذب نمونه در طول موج nm 517 قرائت شد. میزان فعالیت آنتیاکسیدانی برحسب درصد با استفاده از رابطه 1 بهدست آمد.
|
رابطه 1 |
|
که میزان جذب تهی و جذب هر یک از نمونههای تیمارشده است.
به منظور تجزیهوتحلیل نتایج از نرمافزار آماری SPSS نسخهی 27 (IBM Corp., 2020) و جهت رسم نمودارها از نرمافزار اکسل (Microsoft Corp., 2019) استفاده شد.
بذرهای استبرق حدود 5-3 روز بعد از کشت در محیط MS جوانه زدند. گیاهچههای 30 روزه درونشیشهای (شکل 1-الف) جهت تهیه ریزنمونههای برگ، ساقه و ریشه استفاده شدند.
در این پژوهش، نتایج پیشتیمارهای صورتگرفته جهت القای ریشه در استبرق نشان داد که محیط MS کامل، دو سویه A4 و LBA9402 از باکتری R. rhizogenes و دو ریزنمونه برگ و ساقه بالاترین میزان القای ریشه را نشان دادند. ریزنمونههای ریشه به دلیل ازبینرفتن بافت از تیمارها حذف و همچنین در ریزنمونههای شاهد هیچگونه القای ریشه مشاهده نشد.
براساس نتایج طرح آزمایشی صورتگرفته، حدود دو الی سه هفته پس از تلقیح، برخی از ریزنمونهها متورم و در نهایت از محل زخم، ریشههای کرکدار سفید رنگ ظاهر شد (شکل 1-ب). جهت حذف باکتری R. rhizogenes، واکشتهای متوالی در محیط جامد انجام شد (شکل 1-ج). براساس نتایج تجزیه واریانس (جدول 1)، تفاوت معنیداری بین دو سویه باکتری (A4 و LBA9402) (شکل 2) در سطح 5 % و دو نوع ریزنمونه برگ و ساقه (شکل 3) در سطح 1% برای صفت القای ریشههای مویین کاندید مشاهده شد، همچنین اثر متقابل سویه باکتری در ریزنمونه، تفاوت معنیداری نشان داد (شکل 4). سویه LBA9402 بالاترین میانگین فراوانی القای ریشه (33/23 %) نسبت به سویه A4 (33/18 %) و ریزنمونه برگ نیز بالاترین میانگین درصد القای ریشه (5/27 %) را نشان داد. همچنین نتایج صفت سرعت ظاهرشدن ریشه نشان داد که میانگین ظهور ریشه در ریزنمونه برگ (14 روز) سریعتر از میانگین ریزنمونه ساقه (16 روز) است (شکل 5)، اما برای این صفت بین دو سویه باکتری (شکل 6) تفاوت معنیداری مشاهده نشد و بهطور میانگین 15 روز پس از تلقیح، ریشهها از محل زخم ظاهر شدند (شکل 7).
|
|
|
|
|
(الف) |
(ب) |
(ج) |
شکل 1. گیاهچههای 30 روزه درونشیشهای استبرق (الف)، ظهور ریشه در محل زخم ریزنمونه برگ. فلش قرمز ظاهر شدن ریشه سفیدرنگ را نشان میدهد (ب)، رشد ریشه بعد از چندین بار واکشت در محیط MS کامل (ج).
جدول 1. تجزیه و تحلیل واریانس اثر سویه باکتری و نوع ریزنمونه بر سرعت ظاهرشدن و القای ریشه در استبرق.
|
منبع |
درجه آزادی |
میانگین مربعات |
|
|
سرعت (روز) |
القا (%) |
||
|
سویه باکتری |
1 |
0 |
*000/75 |
|
ریزنمونه |
1 |
12 |
**333/533 |
|
سویه باکتری × ریزنمونه |
1 |
0 |
*333/133 |
|
خطا |
8 |
0 |
500/12 |
|
ضریب تغییرات (%) |
- |
96/6 |
98/41 |
*، ** معنیداری در سطح 5% و 1% است.
شکل 2. اثر نوع ریزنمونه بر میزان القای ریشه در محیطکشت MS.
L: ریزنمونه برگ، S: ریزنمونه ساقه.
شکل 3. اثر نوع سویه باکتری R. rhizogenes بر میزان القای ریشه در محیط کشت MS.
L: سویه LBA9402، A: سویه A4
شکل 4. نمودار اثر متقابل نوع ریزنمونه و سویه باکتری R. rhizogenes بر میزان القای ریشه در محیط کشت MS.
AL: سویه A4 و ریزنمونه برگ، AS: سویه A4 و ریزنمونه ساقه، LL: سویه LBA9402 و ریزنمونه برگ، LS: سویه LBA9402 و ریزنمونه ساقه.
شکل 5. اثر نوع ریزنمونه بر زمان ظاهر شدن ریشه در محیط کشت MS.
L: ریزنمونه برگ، S: ریزنمونه ساقه.
شکل 6. اثر نوع سویه باکتری R. rhizogenes بر زمان ظاهر شدن ریشه در محیط کشت MS.
L: سویه LBA9402، A: سویه .A4
شکل 7. اثر متقابل نوع ریزنمونه و سویه باکتری R. rhizogenes بر زمان ظاهر شدن ریشه در محیط کشت MS.
AL: سویه A4 و ریزنمونه برگ، AS: سویه A4 و ریزنمونه ساقه، LL: سویه LBA9402 و ریزنمونه برگ، LS: سویه LBA9402 و ریزنمونه ساقه.
اگرچه ریختشناسی خاص و رشد با انشعابات جانبی انبوه ریشههای مویین القا شده توسط rhizogenes R. در محیط کشت فاقد هورمون، تا حدی نشان از درج T-DNA به ژنوم سلولهای گیاهی و تراریختگی آنها است، اما ارزیابی ماهیت تراریختگی ریشهها با آزمون واکنش زنجیرهای پلیمراز (PCR) ضروری است. در این پژوهش ماهیت تراریختگی ریشههای مویین استبرق با آزمون PCR و استفاده از آغازگرهای اختصاصی ژن rolB، تأیید شد. DNA استخراجشده از ریشههای مویین استبرق، برای rolB محصول PCR مورد انتظار به اندازه 780 جفتباز را تکثیر کرد، اما برای ریشههای شاهد (DNA ریشه طبیعی)، هیچگونه قطعهای از rolB تکثیر نشد (شکل 8-الف)؛ بنابراین ماهیت تراریختی ریشههای مویین در گیاه دارویی استبرق با استفاده از تکثیر قسمتی از ژن rolB تایید شد. همچنین هیچ محصول PCR مربوط به ژن virD به طول ۴۳۸ جفتباز در لاینهای ریشهمویین استبرق مشاهده نشد که نشاندهنده عدم وجود آلودگی به باکتری R. rhizogenes است (شکل 8-ب).
|
|
شکل 8. محصولPCR ژن rolB (الف) و virD (ب). چاهکهای 3-1: لاینهای ریشهمویین کاندید جهت اثبات تراریختی ریشههای مویین،
4: DNA ژنومی از ریشه طبیعی استبرق بهعنوان کنترل منفی، 5: آب مقطر، 6 و 7: Ri-پلاسمید، M: نشانگر اندازه (100-3000 جفتباز، کیاژن، ایران).
بمنظور تکثیر ریشههای مویین تاییدشده استبرق، کشت لاین منتخب (شکل 9-الف) در محیطکشت مایع MS حاوی gL-1 30 ساکارزبا چگالی تلقیح gL-1 33/33 انجام شد. با توجه به اینکه ریشههای مویین بعد از واکشت به دلیل برشخوردن دچار کندی رشد میشوند، اندازهگیریها، از روز هشتم پس از شروع آزمایش به فاصله زمانی چهار روز با استفاده از ترازوی دقیق با سه تکرار صورت گرفت. براساس نتایج اندازهگیری وزن تر و وزن خشک، منحنی رشد لاین منتخب ریشهمویین استبرق برای دوره کشت 32 روزه رسم شد (شکل 10). بر اساس میانگین اندازهگیریشده، بیشترین میانگین وزن خشک و وزن تر ریشهمویین بهترتیب مربوط به روز 24ام (g 01/0 ± 24/0) و 28ام (g 03/0 ± 48/2) بود.
شکل 9. رشد لاین منتخب ریشهمویین استبرق در محیط کشت مایع MS بدون هورمون در روز 20 ام (الف)، ریشههای مویین قبل از عصارهگیری (ب).
شکل 10. نمودار رشد ریشهمویین استبرق با اندازهگیری وزن تر (سمت چپ) و وزن خشک (سمت راست).
نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل واریانس اندازهگیری محتوای فنول تام در کشتهای ریشهمویین C. procera تحت تیمار دو الیسیتور با دو غلظت متفاوت در دو زمان مختلف نشان داد که تفاوت معنیداری (01/0 p <) بین گروههای تیماری مختلف وجود دارد (جدول 2). بر اساس نمودار مقایسه میانگین (شکل 11-الف)، میتوان گفت که متیلجاسمونات در غلظتهای µM 10 و 50 (بهترتیب با µg GAE/g FW 82/2681 و µg GAE/g FW 15/2115) تأثیر بیشتری نسبت به کیتوزان در تحریک تولید ترکیبات فنولی در هر دو زمان (24 و 48 ساعت) دارد. بهویژه، در 24 ساعت اول، میزان تولید در حضور µM 10 متیلجاسمونات بالاتر از سایر گروهها در طی این مدت زمان بود. با گذشت زمان (48 ساعت)، غلظت mgL-1 150 کیتوزان (µg GAE/g FW 66/2073) تأثیر کمتری نشان داد که نشاندهنده اثرات طولانیمدت کیتوزان در مقایسه با µM 50 متیلجاسمونات
(µg GAE/g FW 42/2142) است؛ ولی در نهایت گروه تیمار شده با µM 10 متیلجاسمونات بعد از گذشت 48 ساعت بالاترین میزان فنول تام (µg GAE/g FW 22/2927) را به خود اختصاص داد.
جدول 2. تجزیه و تحلیل واریانس اثر زمان و نوع الیسیتور بر محتوای تام فنول و فلاونوئید و فعالیت آنتیاکسیدانی (DPPH) در عصاره ریشههای مویین استبرق.
|
منابع تغییر |
درجه آزادی |
میانگین مربعات |
|||
|
|
DPPH |
فلاونوئید |
فنول تام |
|
|
|
زمان |
1 |
**753/182 |
**900/24306109 |
**586/436432 |
|
|
الیسیتور |
3 |
**293/203 |
**762/15585841 |
**422/2435357 |
|
|
زمان × الیسیتور |
3 |
**529/14 |
*774/7909604 |
**738/261232 |
|
|
خطای آزمایش |
16 |
948/0 |
113/2192703 |
639/44352 |
|
|
ضریب تغییرات (%) |
- |
31/10 |
98/15 |
8/10 % |
|
*، ** معنیداری در سطح 5% و 1% است.
مطابق با نتایج جدول تجزیه واریانس (جدول 2) تفاوتهای معنیداری در محتوای فلاونوئید تام بین گروههای تیمار مختلف وجود داشت (01/0 p <). بر این اساس در 24 ساعت اول، متیلجاسمونات (µM 10) بالاترین مقدار محتوای فلاونوئید تام
(µg QE/ g FW 465/19720) را نشان داد که نسبت به دیگر گروهها تفاوت قابل توجهی داشت. در همین مدت، کیتوزان
( mgL-1100) نیز مقدار تولید قابل توجهی با µg QE/ g FW 4/15100 داشت، اما بیشتر از متیلجاسمونات µM 50 (µg QE/ g FW 01/14293) و کیتوزان 150 (µg QE/ g FW 7/14382) بود. طی 48 ساعت، تفاوتها افزایش یافته و مقادیر تولید در تمامی گروهها به هم نزدیکتر شدند. بهویژه، کیتوزان mgL-1 100 (µg QE/ g FW 10/12409) و متیلجاسمونات µM 50
(µg QE/ g FW 47/14495) نتایج غیرمشابهی را به دست آوردند که نشاندهنده اثرات کندتر و پایدارتر این ترکیبات است (شکل 11-ب).
شکل 11. محتوای فنول (الف) و فلاونوئید (ب) تام در کشتهای ریشهمویین استبرق تحت تیمار با الیستورهای کیتوزان و متیلجاسمونات بعد از گذشت 24 و 48 ساعت از زمان اعمال تیمار (KIT100: کیتوزان (mgL-1 100)، KIT150: کیتوزان (mgL-1 150)، MJ10: متیلجاسمونات (µM 10) و
MJ50: متیلجاسمونات (µM 50)).
نتایج تجزیه و تحلیل واریانس (جدول 2) برای فعالیت آنتیاکسیدانی با استفاده از روش DPPH نشاندهنده تفاوت معنیدار بین گروههای مختلف تیمار شده است (01/0 p <). نتایج بهدستآمده بعد از گذشت 24 و 48 ساعت نشاندهنده تأثیر متفاوت غلظتهای کیتوزان و متیلجاسمونات بر فعالیت آنتیاکسیدانی کل است. در مدت 24 ساعت، متیلجاسمونات (µM 50) بالاترین مقدار فعالیت آنتیاکسیدانی یعنی 2/62 % نشان داد که نسبت به دیگر تیمارها بهویژه کیتوزان mgL-1 100 (96/49 %) قابل توجه بود. این نشاندهنده اثر بیشتر متیلجاسمونات نسبت به الیسیتور کیتوزان در مدت زمان مشابه است. در طی 48 ساعت، بهطور کلی، تمامی تیمارها افزایش فعالیت آنتیاکسیدانی را تجربه کردند. طی این مدت، متیلجاسمونات (µM 50) همچنان بالاترین میزان فعالیت آنتیاکسیدانی را با مقدار 14/68 % ثبت کرد که به وضوح بیشتر از کیتوزان mgL-1 150 (62/56 %) و دیگر غلظتهای کیتوزان mgL-1 100 (14/55 %) و متیلجاسمونات µM 10 (04/67 %) بود (شکل 12).
شکل 12- فعالیت آنتیاکسیدانی کل در عصاره حاصل از کشتهای ریشهمویین استبرق تحت تیمار با الیستورهای کیتوزان و متیلجاسمونات بعد از گذشت 24 و 48 ساعت از زمان اعمال تیمار. (KIT100: کیتوزان (mgL-1 100)، KIT150: کیتوزان (mgL-1 150)، MJ10: متیلجاسمونات (µM 10) و
MJ50: متیلجاسمونات (µM 50)).
نتایج تحقیق حاضر با بررسی بهینهسازی سیستم القای ریشهمویین در گیاه C. procera از طریق استفاده از سویههای مختلف باکتری R. rhizogenes انجام شد. براساس نتایج آزمایشها، پس از دو الی سه هفته از زمان تلقیح و پس از انجام واکشتهای متوالی برای حذف باکتری، ریشههای مویین از برخی ریزنمونهها در محل زخم ظاهر شدند. در این پژوهش، برای اولین بار سویه LBA9402 بالاترین میانگین فراوانی القای ریشه را نشان داد و ریزنمونه برگ نیز عملکرد بهتری در درصد القای ریشه از خود نشان داد. نتایج این تحقیق با نتایج سایر مطالعات مقایسه و مورد بررسی قرار گرفت. در پژوهش
Adabavazeh et al. (2023) به بررسی بهینهسازی سیستم القای ریشهمویین در گیاه C. procera پرداخته شده و تأثیر سه سویه مختلف R. rhizogenes (k599، A4 و ATCC 15834)، دو ریزنمونه گیاهی (ساقه و برگ) بر القای ریشه مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج آنها نشان داد که غوطهوری ریزنمونه برگ در سوسپانسیون حاوی باکتری سویه A4 بالاترین نرخ القای ریشه را نشان داد که با نتایج پژوهش حاضر مغایرت داشت. با این حال، نتایج مربوط به نوع ریزنمونه برگ در این پژوهش با یافتههای تحقیق فعلی تطابق داشت. در مطالعه Dardan & Jafari (2023)، تأثیر عوامل مختلف بر القای ریشهمویین در گیاه C. procera مورد بررسی قرار گرفت. نتایج آنها نشان داد که تنها در برخی از سویههای R. rhizogenes شامل A4، A7، A13، ATCC 15834، ATCC 11325 و K599 القای ریشه موفقیتآمیز بود. از بین این سویهها، سویه K599 بهترین درصد القا را از خود نشان داد. همچنین نتایج آنها نشان داد که نوع ریزنمونه گیاهی (برگ و ساقه) تأثیر زیادی بر القای ریشه دارد؛ بهطوریکه بالاترین درصد القای ریشه (50 %) در برگهای 18 روزه در زمان تماس 30 دقیقهای با مایه تلقیح باکتری K599 بهدست آمد. علاوهبراین، مدت زمان مایهکوبی (15 و 30 دقیقه) و سن اندامهای گیاهی نیز بر میزان موفقیتآمیز بودن القا تأثیرگذار بودند. در کل این یافتهها نشان میدهند که انتخاب سویه مناسب R. rhizogenes، نوع اندام گیاهی، زمان تلقیح و محیط کشت میتوانند تأثیرات قابلتوجهی بر موفقیت در القای ریشه در C. procera داشته باشند.
ریشههای مویین توسط آلودهشدن بافت گیاهی با باکتری خاکزی و گرممنفی rhizogenes R. ایجاد میشوند. در واقع باکتری در پاسخ به ترشح ترکیباتی مانند استوسیرینگون از محل زخم در گیاه میزبان، از پلاسمید القاکننده ریشه (Ri) خود ناحیهای انتقالی با نام T-DNA که حاوی ژنهای rol و ژنهای بیوسنتز ترکیبات اوپین[6] است را با کمک آنزیمهای تولیدشده توسط ژنهای بیماریزایی vir [7] و chv [8] که خارج از ناحیه T-DNA هستند در ژنوم گیاه میزبان درج میکند (Biswas et al., 2023; Zhu et al., 2024). پژوهشگران معتقدند که در میان ژنهای rol موجود در rhizogenes R.، rolB نقش ضروری در القای ریشهمویین دارد درحالیکه ژنهای rolC، rolA و rolD در القای ریشههای مویین نقش جانبی دارند. ژن rolB برای القای ریشهمویین بهطور کامل ضروری بوده و حتی زمانیکه این ژن به تنهایی بیان شود، میتواند تولید ریشهمویین قابل توجهی داشته باشد (Mauro & Bettini, 2021; Shvets et al., 2024). این واقعیت که نه تمام سویههای باکتری R. rhizogenes قادر به انتقال ژنهای القای ریشهمویین هستند و نه تمامی گیاهان قابلیت پذیرش ژن بیگانه از این باکتری را دارند، دلایل شناختهشدهای ندارد. این پدیده را میتوان به اثرات متقابل بین گیاه و پاتوژن نسبت داد، به این معنا که یک رقم گیاهی ممکن است به نژادهای مختلف یک گونه بیماریزا واکنشهای متفاوتی نشان دهد. در واقع ظرفیت سویههای مختلف باکتری R. rhizogenes به ساختار ژنهای vir آنها وابسته است (Yazdanpanah et al., 2017).
یافتههای ما نشان میدهد که تیمار متیلجاسمونات موجب افزایش معنیدار در محتوای تام فنول و فلاونوئید شده است. این نتایج با گزارشهای قبلی همراستا است که نشان دادهاند متیلجاسمونات میتواند بهعنوان یک الیسیتور زیستی، با ایجاد تنش اکسیداتیو و افزایش گونههای فعال اکسیژن (ROS)، پاسخهای دفاعی گیاه را تحریک کرده و تولید متابولیتهای ثانویه از جمله ترکیبات فنولی و فلاونوئیدی را افزایش دهد (Nabi et al., 2021). در این مطالعه، فعالیت آنتیاکسیدانی در کشتهای ریشهمویین استبرق با استفاده از روش اندازهگیری DPPH ارزیابی شد. فعالیت آنتیاکسیدانی گیاهان بهعنوان یکی از ویژگیهای کلیدی در مقابله با تنشهای محیطی مورد توجه قرار دارد. در مطالعه (Adabavazeh et al., 2022) بیشترین میزان فلاونوئید با افزایش 165 % در ریشههای مویین استبرق تحت تیمارهای همزمان mgL-1 100 نانوذره Fe3O4 و µM 10 اسیدسالیسیلیک گزارش شده است. مطالعات متعدد نشان دادهاند که متابولیسم ترکیبات فلاونوئید و فنول میتواند تحت تأثیر تنشهای زیستی و غیرزیستی فعال شود. ترکیبات فنولی به عنوان بازیگران اصلی در سازوکارهای دفاعی گیاهان عمل میکنند و اثرات چندوجهی آنها به انعطافپذیری گیاهان در برابر چالشهای محیطی کمک میکند. این ترکیبات، خواص آنتیاکسیدانی، ضدمیکروبی و ساختاری دارند و فیتوالکسینهای فنولی از فنیلپروپانوئیدها برای مقابله با عوامل بیماریزا مفید هستند. بهطور کلی، ترکیبات فنولی در تنظیم مسیرهای سیگنالدهی و پاسخهای تنش گیاهی دخالت دارند (Adabavazeh et al., 2022; Saini et al., 2024).
درک جامع از نقش ترکیبات فنولی در زیستشناسی گیاهی برای بهبود انعطافپذیری گیاهان در شرایط محیطی پویا ضروری است. الیسیتورهای کیتوزان و متیلجاسمونات، بهعنوان محرکهای زیستی شناخته میشوند که قادر به تحریک تولید ترکیبات فنولی در گیاهان هستند. متیلجاسمونات و کیتوزان بهطور خاص میتوانند بهعنوان الیسیتور عمل کرده و با افزایش تولید ترکیبات فنولی فرآیندهای متابولیکی گیاهان را تغییر دهند (Mukarram et al., 2023; Wang et al., 2021). در نتایج مطالعه Adabavazeh et al. (2022) ذکر شده است که تیمار ریشههای مویین استبرق با mgL-1 150 و 200 نانوذره Fe3O4 بههمراه µM 10 اسیدسالیسیلیک (SA) باعث افزایش محتوای فنولی و تاثیر بر فعالیت آنزیمهای پاداکسنده شد. علاوهبراین، این اثر بهطور قابل توجهی در ریشههای مویین که بطور همزمان تحت تیمار نانوذرات Fe3O4 و SA قرار گرفته بودند، نسبت به کشتهای ریشهمویین که بهطور جداگانه تحت این تیمارها قرار داشتند، بیشتر بود (Adabavazeh et al., 2023). بهطور کلی، نتایج پژوهش حاضر نشان داد که متیلجاسمونات بالاترین میزان تولید فنول و فلاونوئید تام را در مقایسه با سایر تیمارها ایجاد کرد. این نشاندهنده اثر فوری و قوی این ترکیب در تحریک تولید ترکیبات فنولی است. هرچند متیلجاسمونات در ابتدا تأثیر قویتری بر تولید فنولها نشان داد، اما کیتوزان در طول زمان ممکن است تأثیر بیشتری از خود نشان دهد.
با توجه به نقش حیاتی متابولیتهای گیاهان دارویی و نیاز فزاینده به این ترکیبات، پژوهشگران در حال بررسی روشهای نوآورانه برای افزایش میزان تولید آنها هستند. استبرق یکی از گیاهان دارویی مهم در ایران است. هدف از انجام این پژوهش، القا و کشت ریشهمویین استبرق بهمنظور ارزیابی منحنی رشد و کاربرد الیسیتور جهت تولید ترکیبات آنتیاکسیدان این گیاه مهم بود. همچنین، اثر غلظتهای مختلف دو الیستور زیستی و غیرزیستی کیتوزان (mgL-1 150 و 100) و متیلجاسمونات (µM 50 و 10) برای اولین بار در این پژوهش روی ریشههای مویین استبرق بررسی شد. بهطور کلی نتایج نشان داد تیمار با متیلجاسمونات منجر به بالاترین میزان تولید محتوای فنول و فلاونوئید تام شد که نشاندهنده تأثیر مثبت این تیمار بر افزایش فعالیت آنتیاکسیدانی در عصاره ریشهمویین گیاه استبرق بود. این یافتهها پیشنیازی مهم برای آزمایشهای آتی در زمینه کشت ریشههای مویین با هدف تولید متابولیتهای ثانویه در این گیاه دارویی ارزشمند هستند.
Adabavazeh, F., Pourseyedi, S., Nadernejad, N., & Razavizadeh, R. (2023). Hairy root induction in Calotropis procera and optimization of its phytochemical characteristics by elicitors. Plant Cell, Tissue and Organ Culture (PCTOC), 155, 567-580.
Adabavazeh, F., Pourseyedi, S., Nadernejad, N., Razavizadeh, R., & Mozafari, H. (2022). Evaluation of synthesized magnetic nanoparticles and salicylic acid effects on improvement of antioxidant properties and essential oils of Calotropis procera hairy roots and seedlings. Plant Cell, Tissue and Organ Culture (PCTOC), 151, 133-148.
Alcalde, M.A., Perez-Matas, E., Escrich, A., Cusido, R.M., Palazon, J., & Bonfill, M. (2022). Biotic elicitors in adventitious and hairy root cultures: A review from 2010 to 2022. Molecules, 27, 5253.
Al-Rowaily, S.L., Abd-ElGawad, A.M., Assaeed, A.M., Elgamal, A.M., Gendy, A.E.N.G.E., Mohamed, T.A., Dar, B.A., Mohamed, T.K., & Elshamy, A.I. (2020). Essential oil of Calotropis procera: Comparative chemical profiles, antimicrobial activity, and allelopathic potential on weeds. Molecules, 25, 5203.
Avazzadeh, A.M., Saeidi, H., & Bagheri, A. (2018). Leaf morphological study of Calotropis procera (Aiton) R.br. in Iran. Paper presented at the 20th National and 8th International Congress on Biology of Iran, Maragheh. https://civilica.com/doc/850409.
Biswas, D., Chakraborty, A., Mukherjee, S., & Ghosh, B. (2023). Hairy root culture: A potent method for improved secondary metabolite production of solanaceous plants. Frontiers in Plant Science, 14, 1197555.
Chaachouay, N., & Zidane, L. (2024). Plant-derived natural products: A source for drug discovery and development. Drugs and Drug Candidates, 3, 184-207.
Coopoosamy, R., Singh, K., Naidoo, K., & Nadasan, D.S. (2023). The role of phytomedicine: Bridging the gap between the past, present, and future. Journal of Medicinal Plants for Economic Development, 7, 7.
Dardan, E., & Jafari, M. (2023). Optimization of induction, culture conditions and phytochemical analysis of hairy roots in the medicinal plant giant milkweed (Calotropis procera). Journal of Plant Research (Iranian Journal of Biology), 39, 2383-2592.
Djerdjouri, A., Abbad, M., Boumrah, Y., Malik, S., Makhzoum, A., & Lakhdar, K. (2024). Tapping the potential of Calotropis procera hairy roots for cardiac glycosides production and their identification using UHPLC/QTOF-MS. 3, Biotech, 14, 199.
El-Bakry, A.A., Safia, M.G., & Abdrabou, H.A.A. (2011). Production of cardiac glycosides from Calotropis procera by cell suspension cultures. Journal of Applied Sciences Research, 1375-1385.
Farooq, U., Nisar, S., Merzaia, A.B., & Azeem, M.W. (2017). Isolation of bioactive components from Calotropis procera plant latex: A review. International Journal of Chemical and Biochemical Science, 11, 95-101.
Gutierrez-Valdes, N., Häkkinen, S.T., Lemasson, C., Guillet, M., Oksman-Caldentey, K.M., Ritala, A., & Cardon, F. (2020). Hairy root cultures: A versatile tool with multiple applications. Frontiers in Plant Science, 11.
Hidangmayum, A., Dwivedi, P., Katiyar, D., & Hemantaranjan, A. (2019). Application of chitosan on plant responses with special reference to abiotic stress. Physiology and Molecular Biology of Plants, 25, 313-326.
Jalota, K., Sharma, V., Agarwal, C., & Jindal, S. (2024). Eco-friendly approaches to phytochemical production: Elicitation and beyond. Natural Products and Bioprospecting, 14, 5.
Jeyasri, R., Muthuramalingam, P., Karthick, K., Shin, H., Choi, S.H., & Ramesh, M. (2023). Methyl jasmonate and salicylic acid as powerful elicitors for enhancing the production of secondary metabolites in medicinal plants: An updated review. Plant Cell, Tissue and Organ Culture (PCTOC), 153, 447-458.
Kaur, A., Batish, D.R., Kaur, S., & Chauhan, B.S. (2021). An overview of the characteristics and potential of Calotropis procera from botanical, ecological, and economic perspectives. Frontiers in Plant Science, 12, 1-13.
Khan, S., Qureshi, M. I., Alam, T., & Abdin, M. (2007). Protocol for isolation of genomic DNA from dry and fresh roots of medicinal plants suitable for RAPD and restriction digestion. African Journal of Biotechnology, 6, 175.
Kumar, S., Gupta, A., & Pandey, A.K. (2013). Calotropis procera root extract has the capability to combat free radical mediated damage. International Scholarly Research Notices, 1, 691372.
Kyada, A., Rahamathulla, M., Santani, D., Vadia, N., Baldaniya, L., Rana, M., Muqtader Ahmed, M., Farhana, S.A., & Pasha, I. (2023). Phytochemical analysis, in vitro free radical scavenging, and ldl protective effects of different solvent fractions of Calotropis procera (R.) br. root bark extract. Journal of Food Biochemistry, 6689595.
Mauro, M.L., & Bettini, P.P. (2021). Agrobacterium rhizogenes rolB oncogene: An intriguing player for many roles. Plant Physiology and Biochemistry, 165, 10-18.
Meda, A., Lamien, C.E., Romito, M., Millogo, J., & Nacoulma, O.G. (2005). Determination of the total phenolic, flavonoid and proline contents in Burkina Fasan honey, as well as their radical scavenging activity. Food Chemistry, 91, 571-577.
Mehmood, T., Arshad, H., Nawaz, S., Ullah, A., Hafeez, A., Anwar, F., Ahmad, M.M., & Iqbal, M. (2020). Pharmaceutical potential and phenolics profiling of leaves and bark of Calotropis procera in relation to extraction solvents. Pharmaceutical Chemistry Journal, 54, 631-641.
Mukarram, M., Ali, J., Dadkhah-Aghdash, H., Kurjak, D., Kačík, F., & Ďurkovič, J. (2023). Chitosan-induced biotic stress tolerance and crosstalk with phytohormones, antioxidants, and other signalling molecules. Frontiers in Plant Science, 14, 1-14.
Murashige, T., & Skoog, F. (1962). A revised medium for rapid growth and bio assays with tobacco tissue cultures. Physiologia Plantarum, 15, 473-497.
Murthy, H.N., Lee, E.J., & Paek, K.Y. (2014). Production of secondary metabolites from cell and organ cultures: Strategies and approaches for biomass improvement and metabolite accumulation. Plant Cell, Tissue and Organ Culture (PCTOC), 118, 1-16.
Nabi, N., Singh, S., & Saffeullah, P. (2021). Responses of in vitro cell cultures to elicitation: Regulatory role of jasmonic acid and methyl jasmonate: A review. In Vitro Cellular & Developmental Biology-Plant, 57, 341-355.
Nofal, A.M., Hamouda, R.A., Rizk, A., El-Rahman, M.A., Takla, A.K., Galal, H., Alqahtani, M.D., Alharbi, B.M., Elkelish, A., & Shaheen, S. (2024). Polyphenols-rich extract of Calotropis procera alone and in combination with Trichoderma culture filtrate for biocontrol of Cantaloupe wilt and root rot fungi. Molecules, 29, 139-158.
Oloumi, H. (2014). Phytochemistry and ethno-pharmaceutics of Calotropis procera. Journal of Ethno-Pharmaceutical Products, 1, 1-8.
Pandey, A., Swarnkar, V., Pandey, T., Srivastava, P., Kanojiya, S., Mishra, D.K., & Tripathi, V. (2016). Transcriptome and metabolite analysis reveal candidate genes of the cardiac glycoside biosynthetic pathway from Calotropis procera. Scientific reports, 6, 34464.
Pellis, A., Guebitz, G.M., & Nyanhongo, G.S. (2022). Chitosan: Sources, processing and modification techniques. Gels, 8.
Rogowska, A., & Szakiel, A. (2021). Enhancement of phytosterol and triterpenoid production in plant hairy root cultures—simultaneous stimulation or competition? Plants, 10, 20-28.
Saini, N., Anmol, A., Kumar, S., Wani, A.W., Bakshi, M., & Dhiman, Z. (2024). Exploring phenolic compounds as natural stress alleviators in plants: A comprehensive review. Physiological and Molecular Plant Pathology, 133, 102383.
Sharafi, A., Sohi, H.H., Mousavi, A., Azadi, P., Razavi, K., & Ntui, V.O. (2013). A reliable and efficient protocol for inducing hairy roots in Papaver bracteatum. Plant Cell, Tissue and Organ Culture (PCTOC), 113, 1-9.
Seiber, J.N., Nelson, C.J., & Lee, S.M. (1982). Cardenolides in the latex and leaves of seven Asclepias species and Calotropis procera. Phytochemistry, 21, 2343-2348.
Shvets, D.Y., Berezhneva, Z., Musin, K.G., & Kuluev, B. (2024). Effect of rol genes of the A4, 15834, and K599 strains of Agrobacterium rhizogenes on root growth and states of the antioxidant systems of transgenic tobacco plants subjected to abiotic stress. Russian Journal of Plant Physiology, 71, 165.
Singh, P., Pandey, A., Bilung, C.J., Jeet, A., Nimoriya, R., Nandan, S., Kanojia, S., Mishra, D.K., & Tripathi, V. (2024). Identification of methyl jasmonate-induced cardiac glycosides and related biosynthetic transcripts from callus culture of Calotropis gigantea using transcriptome and metabolite profiling. In Vitro Cellular & Developmental Biology-Plant, 60, 575-587.
Soland, S., & Laima, S. (1999). Phenolics and cold tolerance of Brassica napus. Plant Agriculture, 1, 1-5.
Stepanova, A.Y., Malunova, M.V., Gladkov, E.A., Evsyukov, S.V., Tereshonok, D.V., & Solov’eva, A.I. (2022). Collection of hairy roots as a basis for fundamental and applied research. Molecules, 27, 8040.
Wang, Y., Mostafa, S., Zeng, W., & Jin, B. (2021). Function and mechanism of jasmonic acid in plant responses to abiotic and biotic stresses. International Journal of Molecular Sciences, 22, 8568.
Wu, Y., & Wang, D. (2009). A new class of natural glycopeptides with sugar moiety-dependent antioxidant activities derived from Ganoderma lucidum fruiting bodies. Journal of Proteome Research, 8, 436-442.
Yazdanpanah, M., Sedaghati, E., Khodygan, P., Alaei, H., & Raghami, M. (2017). Optimizing of carrot hairy root induction and stabilization for monoxenic culture of arbuscular mycorrhizal fungi. Iranian Journal of Field Crop Science, 48, 945-959. (In Persian).
Zhu, Y., Zhu, X., Wen, Y., Wang, L., Wang, Y., Liao, C., Zhao, M., Li, T., Liu, D., & Li, B. (2024). Plant hairy roots: Induction, applications, limitations and prospects. Industrial Crops and Products, 219, 119104.